ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٩ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
در اينجا بايد يك جامعى بين دو وجوب در ميان آورد و يك جامعى بين دو قسم معرفت و تفقّه و اين بحث به ميان مىآيد كه هيئت «لو لا نفر» از نظر افاده وجوب مىتواند به هر دو معنى دلالت كند و ماده فقاهت شامل علم و ظن هر دو مىشود و اين عموم بر وجه حقيقت است يا عموم مجاز، و قرينه اين مجاز چيست.
چون در اين اخبار آيه نفر به وجوب تحصيل علم به امام تطبيق شده است معلوم است كه وجوب عينى نسبت به تحصيل علم قطعى و معرفت يقينى نسبت به امام از آن مقصود است و وجوب كفائى و معرفت ظنى كه در احكام فرعى بدان اكتفاء شده مورد ترديد است كه مشمول آيه باشد.
آنچه مسلم است اين است كه آيه راجع به دعوت براى جهاد و كوچيدن براى ميدان نبرد است به دو دليل:
اول- آنكه خود كلمه نفر در كوچيدن براى جهاد و نبرد به كار مى رفته و به همين جهت جبائى هم كه آيه را به مسافرت براى تحصيل علم تفسير كرده ناچار شده آن را تشبيه بدان كند و گفته خروج در طلب علم به نفر تعبير شده است براى آنكه متضمن مجاهده با دشمنان دين است و معلوم نيست كه مقصودش اين است كه لفظ در آن به طور مجاز استعاره استعمال شده يا از نظر مشاكله يا به اعتبار جعل مصداق.
دوم- اينكه سياق آيات بر اين دلالت دارد زيرا مىفرمايد:
(١٢٠ سوره توبه): «نبايد اهل مدينه و اعراب اطراف آن از رسول خدا (ص) جدائى ورزند و از جان خود در زمينه جان او دريغ كنند زيرا تشنگى و رنج و گرسنگى در راه خدا نكشند و گامى بر زمين نگذارند كه مايه خشم كفار باشد و دستى به دشمن نيندازند جز اينكه كار شايستهاى براى آنها ثبت شود، به راستى خدا مزد نيكوكاران را ضايع نكند».
(١٢١): «و هيچ هزينه خرد و درشتى نكنند و دشتى را زير پا