ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨١٨
زمانى در باره پرستش بُتها و طاغوتها نازل شده كه در آن زمانه بيشتر مردم بُت پرست و مجسَّمه پرست بودند (براى عدول آنها از دليل عقل و نقل كه دلالت بر بطلان آن بُتها داشته و دلالت بر وجوب طاعت پيغمبر مىكرده كه از عبادت آنها غدقن مىفرموده است).
همچنان مضمون اين آيات جارى است در مردمى كه طاعت امامان بر حق را واگذارده و پيشوايان ناحق را به جاى آنان گماشتهاند و از آنها فرمان مىبرند زيرا از عقل و نقل رو برتافته و پيروى از هوى و هوس كردهاند و از نصوص پيغمبر اسلام بگذرند و به اين حاكمان ناحق پيوندند براى اينكه دورانشان طولانى است گويا اصل اين بيان نهى از بُتپرستى باشد و ظاهر آيات مثلى است در باره آنها، پس اين آيات كريمه به تمام معنى دلالت دارند بر بطلان عبادت بُتها و طاعت سركشان و طواغيت و پيروى نكردن از پيغمبر (ص) و به التزام دلالت دارند بر بطلان رهبران ضلالت و ترك پيروى از امامان بر حق و اينها مثلهائى باشند كه در موارد خود تا روز قيامت صدق كنند.
و بنا بر اين ظاهراً اكثر آيات قرآن ضرب المثل است و باطن آن مقصود از نزول قرآن است چنانچه خداوند سبحان فرمايد: «خدا براى مردم مثلها مىزند تا شايد بينديشند» و با اين شرحى كه ما بيان كرديم لازم نيست سائر آيات وارده در اين سياق بر اين بطن صدق كند و بسا به فكر خود فشار آورده و گفتهاند در تفسير آيه: «أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى» آيا براى شما پسر آيد و براى او دختر- (كه در سياق اين آيات است) كه اين استفهام دلالت بر انكار دارد و طرف خطاب اين آيه از نظر بطن آن همان منافقانى هستند كه در خانه كعبه با هم پيمان بستند و به اين استناد كردند كه محمد ابتر است و بلا عقب، زيرا پسر دختر پسر نيست و خدا آنها را در اينجا تكذيب كرد و در سوره كوثر هم فرمود: «به راستى بد خواه تو است كه ابتر و بلا عقب است».