ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٨ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
عشق و درك لذّت هم آغوشى با يك زن زيبا براى يك كودك دو ساله امرى است ممتنع و به نظر او چنين حقيقتى معدوم و محال است.
چنانچه از نظر سنجش اين مسائل با افكار عمومى هم مىتوان گفت:
بشر به صدها دسته و طبقه تقسيم مىشوند و هر كدام مسائل بشرى را تا يك اندازه مىتوانند بفهمند و درجه بالاتر از آن نسبت به آنها هيچ حقيقت و وجودى ندارد.
آرى، ممكن است آنها از ملاحظه آثار آن يك ايمان اجمالى بدان پيدا كنند و بدانند كه چنين چيزى هست.
در اين احاديث، درك حقائق ما وراء ماده را مخصوص افكار عاليه و پروريده مخصوصى مىداند كه برخى به فطرت پرورده و پاكند چون نفوس فرشتهها و پيغمبران و امامان معصوم و برخى به رياضت و پرورش چون نفوس مؤمنان امتحان داده.
در حديث ١ و ٢ و قسمت اخير حديث ٥ باب، بيان اين معنى را نموده است كه بسيارى از تعليمات عاليه قرآن و عترت معصومين از خور فهم تنگ و تاريك مردم برتر است و نمىتوانند آن را بفهمند و تنها نفوس عاليه و پاك انبياء و فرشتگان و مؤمنان امتحان داده مىتوانند بفهمند و درك كنند و مردم ديگر فقط به اعتبار ظهور و آثار معجزات مىتوانند بدان اعتقاد اجمالى داشته باشند.
در حديث دوم به نكته باريكترى توجه شده است و مىفرمايد: هر فردى از بشر، عقلى و ادراكى و فهمى مخصوص به خود دارد و چنانچه ظاهر جسمانى هر فرد از نظر آواز و رنگ و شكل و قيافه ممتاز است، خاصيت روحى افراد هم چنين است و سلمان مقامى از درك حقائق دارد كه أبى ذر برادر ايمانى او نداشته و اگر آنچه را او مىفهميد به أبى ذر عرضه كند نمىتواند درك كند و او را كافر مىداند، بنا بر اين شاهكار يك رهبر اجتماعى اين