ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٧ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
داده شود و آزادى مردم از جهات ديگر ضرر و زيانى به اجتماع عادلانه و پيشرو ندارد و اين براى دو ملاحظه است:
اول آنكه در يك اجتماع عادلانه مردم به طبع خود خيرجو و خوش اخلاق و شرافتمند و راستگو و پارسا بار مىآيند و پس از احراز عدالت و برابرى در معيشت عوامل خير و نيكو كارى و خوش رفتارى بر مردم غلبه مىكند و آزادى آنها را به خير و خوبى مىكشاند نه شر و فساد.
و دوم اين كه آزادى در عقيده و نظر بهترين وسيله پيشرفت جامعه است و در سايه يك نظم عادلانه و زندگى با رفاه بايد افراد خاصيت و جوهر خود را نشان دهند و به سوى ترقّى و پيشرفت گرايند و اين مقصود حاصل نشود جز به اينكه در خود حسّ آزادى كامل درك كنند و مانعى سر راه خود به نظر نياورند و اختناق و سلب آزادى افراد به هر نام و هر رنگ مايه ركود و عقب گرد جامعه مىشود. از مجلسى (ره)- ظاهر اين است كه اين خطبه طولانى بوده و شامل ذكر فضائل اهل بيت و تعيين امام از آنها بوده است، چنانچه از اخبار ديگر بر مىآيد، و چون نصب امام از خاندان عصمت زمينه شورش منافقانى بوده كه بدان راضى نبودند و هم پيمان شده بودند تا امر امامت را از خاندان او بگردانند، به انصار دستور داده بود كه سلاح برگيرند براى جلوگيرى از شورش. از مجلسى (ره)- اين حديث نبوى با تفسيرش از طرق عامه هم روايت شده است، مسلم به سند خود، در باب خطبه جمعه از جابر بن عبد اللَّه از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود در آخر خطبه: من اولى هستم از هر مؤمنى از خودش، هر كه مالى را بجا گذارد از آن خاندان او است و هر كس وامى يا ضياعى (زن و فرزند و آب و ملك بىسرپرست) بجا گذارد بر عهده من است و سر و كارش با من است.