ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٦ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
درس خواندن يا دويدن و اقسام ورزشهاى سخت شد بىخودانه و با عشق و علاقه مفرط كار مىكند.
ب- عدالت و دادگسترى ميان همه افراد: ترك كار و ترك توليد ثروت كه عاطفه هر بشرى است همه و همه ناشى از ستم و بىدادگرى است، يك ظالم و زورگو به ديگرى فشار آورده و مال او را برده، دزديده، كلاه بردارى كرده، و .. و .. و ..، از راه استفاده از نتيجه كار و كوشش ديگران نشسته و خورده و خوابيده و عيش كرده و حسّ كارگرى خود را از دست داده و بدتر اينكه زن و فرزند و خاندانى تشكيل داده و آنها را به همين وضع مفسده بار و ستمكارى پرورش داده تا كار به جايى رسيده كه كارهاى شخصى خود را هم به ديگران واگذاشته و به اين وسيله طبقات آقا و نوكر و .. و .. بوجود آمده است.
اين مفاسد طبقاتى همه از ظلم و بىدادگرى سرچشمه گرفته است و اگر ريشه ظلم و بىدادگرى از جامعهاى كنده شود، بىترديد بيكارى و بيعارى هم از ميان مىرود، بعلاوه ستم و بيداد از جهات ديگر هم مايه توليد فسادند.
مثلًا بر اثر ستم راهزنى وسائل ارتباط ميان شهرها قطع مىشود و آذوقه به مردم نمىرسد و گرسنگى مردم را به همه راهى مىكشاند و از ميان مىبرد بواسطه تصاحب سرمايههاى كلان و احتكار آن وسيله كسب و كار عمومى از ميان مىرود و مردم گرسنه و بيمار و نيازمند مىشوند و به هر فسادى رو مىكنند تا كار به جايى مىرسد كه زنان آبرومند براى كمترين و ننگينترين زندگى به هرزگى و فساد كشانده مىشوند و فاحشه خانهها و شهرِ نوها بوجود مىآيد، بنا بر اين اصل درست جامعه رشيد و پيشرو اين دو چيز است: تقسيم برابر، و جامعه دادگستر.
٢- پس از برقرارى اين دو اصل بايد از جهات ديگر به مردم آزادى