ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٢
كودكى فرشتهها آمدند و سينه او را شكافتند و دلش را شستشو كردند تا آنكه گويد على (ع) در نهج البلاغه آن حضرت را چنين وصف كرده «هر آينه از دورانى كه از شير بريده شد خدا بزرگترين فرشته را قرين او كرد تا او را در شب و روز به راه مكارم برد و اخلاق خوش در او پرورد» به عقيده من آن حضرت از روزى كه متولد شد پيغمبر بود و به او وحى مىشد و به شريعت خود عمل مىكرد و همانا بعثت او به مردم در چهل سالگى بود. از مجلسى (ره)- وصف او به سپيدى كنايه از يمن و سعادت است و اشاره است به نورى كه در روى آن حضرت بود. ابراز رخش باران طلبد، يعنى به آبروئى كه نزد خدا دارد و گويا اشاره باشد به آنچه شهرستانى در كتاب ملل و نحل خود آورده است در بيان نظر محصلين عرب در بيان حال عبد المطلب گويد: از آنچه دليل است بر اينكه رسالت پيغمبر و شرف نبوت او را مىدانسته اين است كه مردم مكه گرفتار خشك سالى سختى شدند و سالها ابر بر آنها نباريد.
عبد المطلب به فرزندش ابو طالب دستور داد مصطفى را كه شيرخواره و در قنداق بود حاضر كرد و او را سر دست گرفت و برابر كعبه ايستاد و به آسمانش انداخت و گفت: پروردگارا به حق اين پسرك به ما باران كامل و دنباله دار و سيلآسائى بده، ساعتى نشد كه ابر آسمان را پوشيد و باريد تا به جايى كه در باره مسجد نگران شدند و ابو طالب اين شعر را در وصف پيغمبر سرود. از مجلسى (ره)- حساب جمل به جيم مضمومه و ميم مفتوحه، يعنى حساب ابجد (حساب ابجد يك شماره معروف حروفى است منظم از آحاد و عشرات و مئات به اين ترتيب:
ا ١ ب ٢ ج ٣ د ٤ ه ٥ و ٦ ز ٧ ح ٨ ط ٩ ى ١٠