ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩١ - باب در اينكه هر گاه گويند در آن مرد چيزى هست و در خود او نباشد و در فرزند و يا فرزندزاده او باشد، پس همان است كه گفتهاند در او است
اى فرشتههايم، اى آسمانهايم، اى زمينم، به اين است كه انتقام كشم براى اين (حسين شهيد ع).
٢٠- از سماعة بن مهران، گفت: من و ابو بصير و محمد بن عمران آزاد كرده امام باقر (ع) در منزل آن حضرت بوديم در مكه، محمد بن عمران گفت: من از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود: ما ١٢ تن مربوط با فرشته هستيم، ابو بصير به او گفت: تو از امام صادق (ع) به گوش خود شنيدهاى؟ و يك بار، دو بار، او را سوگند داد كه او شنيده است، ولى خود ابو بصير گفت: من آن را از امام باقر (ع) شنيدهام.
باب در اينكه هر گاه گويند در آن مرد چيزى هست و در خود او نباشد و در فرزند و يا فرزندزاده او باشد، پس همان است كه گفتهاند در او است
١- از ابى بصير از امام صادق (ع) فرمود: خداوند تبارك و تعالى به عمران وحى كرد كه من به تو يك پسر درست و با بركت مىدهم كه كور مادر زاد و پيس را درمان كند و مُرده را به اذن خدا زنده كند و او را رسول بر بنى اسرائيل سازم، عمران اين را به زن خود حنّه، كه مادر مريم بود باز گفت، پس چون آبستن شد پيش