ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٨
از نهايه گفته است كه در حديث است كه پيغمبر (ص) فرمود: دو گنج سرخ و سپيد به من داده شده، سرخ: كشور شام است و سپيد:
كشور فارس، و همانا فارس را سپيد گفتند براى آنكه سپيد اندام بودند و بيشتر پولشان نقره بود چنانچه غالب مردم شام سرخ رو بودند و بيشتر پولشان طلا بود.
من مىگويم: از اخبار برآيد كه كاخهاى فارس سپيد بود و كاخهاى شام سرخ. از مجلسى (ره)- گويا اين حديث از باب آينده بود و نسخه نويسان به اشتباه آن را در اين باب درج كردهاند و بسا گفتهاند كه مناسبت آن با اين باب بيان اين بوده كه پس از پيغمبر به زودى فاطمه (ع) درگذشت و راه ستم بر امير المؤمنين براى دشمنانش هموار شد چنانچه بخارى در صحيح خود در بحث از غزوه خيبر روايت كرده كه تا فاطمه زنده بود على نزد مردم آبروئى داشت و چون فاطمه از دنيا رفت مردم از او روى برتافتند و بناچار با ابى بكر صلح كرد. از مجلسى (ره)- صدّيقه، يعنى بسيار راست مىگفت و به خوبى آنچه را پدرش بيان مىكرد باور مىداشت و در همه گفتار و كردارش راستگو بود و اين معنى عصمت است و ترديدى در عصمت وى نيست زيرا مشمول آيه تطهير است كه به اجماع خاصه و عامه در باره آنها نازل شده است. از مجلسى (ره)- منع ارث، مقصود غصب فدك است، و خلاصه گفتار در باره آن اين است كه: خدا فدك را پس از فتح خيبر بهره پيغمبر ساخت و صاحبانش آن را به وى واگذار كردند بىنبرد و قشون كشى و از آن خودش بود و آن را به فاطمه (ع) بخشيد و نمايندگان فاطمه از طرف وى آن را در تصرف گرفتند، و چون ابو بكر خلافت را به زور گرفت فدك را هم به زور متصرف شد و فاطمه به داد خواهى نزد او آمد، و ابو بكر از وى شهود