ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
كرده و در شأن او فرموده (١٠ سوره طلاق): «به تحقيق خدا نازل كرده بر شما ذكرى، رسولى» چون نور پيغمبر و وصى را از پشت آدم به پشت عبد المطلب فرود آورده و در آنجا دو نيمه شدند و نيمى به عبد اللَّه منتقل شده و نيمى به ابى طالب و چنانچه خدا تعالى در باره على (ع) فرموده: «و نورى كه فرو فرستاديم با او» و به تعبير ديگر خدا پس از بالا بردن آنان به ملأ اعلى و مشرّف ساختنشان به مقام قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى آنها را از آن درجه بلند به معاشرت با خلق فرود آورده براى هدايت آنها.
و به علاوه امام همان حقيقت قرآن است كه معانى بلند آن در باطن او نقش است و امام قرآن زنده و ناطقى است در برابر اين قرآن كه نقوشى است يا آنچه بر زبان گفته شود كه الفاظى است و از اين جهت امير المؤمنين (ع) در چند مورد فرموده: منم كلام اللَّه الناطق.
قوله تعالى: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ»: ولاية القائم- برگشت به اتمام تفسير آيه اول است كه راوى براى شتاب در پرسش از آيه ديگر سخن آن حضرت را قطع كرده، قوله امّا هذا الحرف، يعنى «بولاية على» در دنبال آيه يا تمام جمله «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ولاية القائم وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ بولاية على» و بسا مقصود اين است كه اين تفسير در حين نزول بيان شده است نه اينكه در لفظ قرآن بوده است. از مجلسى (ره)- بدان كه ميان مفسرين شهرت دارد كه اين آيات در باره عبد اللَّه بن ابى و همدستان او نازل شده، و اين منافات ندارد كه در منافقان همكار آنان نيز صدق كند زيرا خصوصيت مورد، حكم را تخصيص نمىدهد و به علاوه ممكن است برخى آيات دو بار نازل شده باشد و به علاوه، چندان اعتمادى به شأن نزولهاى منقول از مفسران عامه نيست. از بيضاوى- مُكب، يعنى كسى كه هر ساعت بلغزد و برو درافتد براى دشوارى راه و بدى آن و كجى آن و گفته شده است كه مقصود از