ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٣ - باب در حقوق واجب امام بر رعيت و حق واجب رعيت بر امام(ع)
برود خ ل- نيازى به موافقت ديگران ندارد و از مذهبهاى مختلفه مردم باكى ندارد خ ل- از استرآبادى).
٢- محمد بن يحيى به سند خود از ابى حمزه از امام باقر (ع) همين حديث را روايت كرده جز اين كه در آخر آن گويد: همچنين و همچنين و همچنين و همچنين يعنى از برابر خود و پشت سر خود و از سمت راست و از سمت چپش.
٣- از امام صادق (ع) كه امير المؤمنين (ع) فرمود: به واليان خود خيانت مورزيد و به رهبران خود دغلى مكنيد و به پيشوايانتان نادانى منمائيد، از رشته دست مبريد تا سست شويد و اعتبار حكومت خود را از دست بدهيد پايه كارهاى خود را بر اين دستور نهيد و اين روش را ملازمت كنيد، زيرا اگر شما به چشم خود ببينيد آنچه را ديدهاند مردههاى شما كه خلاف كردند نسبت بدان چه شما مدعى آنيد، هر آينه مىشتافيد و بيرون مىدويديد و مىشنيديد ولى ميان شما و آنچه آنها ديدهاند پردهايست و به زودى آن پرده به كنارى افتد.
٤- حنان بن سدير صيرفى گويد: من از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود: خبر مرگ پيغمبر را به او دادند و او تندرست بود و هيچ دردى نداشت، فرمود: روح الامين آن خبر را آورد، فرمود:
كه پيغمبر جار زد
«الصلاة جامعه»
و دستور داد همه مهاجر و انصار سلاح برگرفتند و گرد آمدند و پيمبر بر منبر برآمد و خبر مرگ خود را بدانها داد و سپس فرمود: