ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٧ - باب ولادت ابى محمد - حسن بن على(ع)
برآورد و گفت: اى ابا هاشم، آن را برگير و ما را معذور دار.
٦- از ابى على مطهّر كه در سال قادسيه (يعنى سالى كه مردم از ترس تشنگى از سفر حج برگشتند) به آن حضرت نوشت و اعلام كرد كه مردم از ترس تشنگى برگشتهاند و او هم از تشنگى بيم دارد، آن حضرت در پاسخ وى نوشت: شما برويد و باكى بر شما نيست ان شاء الله و به سلامتى رفتند وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.
٧- از على بن حسن بن فضل يمانى كه گفت: به جعفرى از آل جعفر، خلق بسيارى حمله كرد كه تاب مقاومت در برابر آنها نداشت و به ابى محمد نوشت و شكايت كرد از اين موضوع و در پاسخش نوشت: از آنها دفاع مىشود نسبت به شما ان شاء الله تعالى و جعفرى با ياران اندكى بدانها حمله كرد و آن مردمى كه از بيست هزار تن بيشتر بودند، به دست او تباه شدند با آنكه ياران او از هزار كمتر بودند.
٨- از محمد بن اسماعيل علوى كه گفت: ابو محمد نزد على بن نارمش، زندانى شد كه ناصبىترين مردم بود و سختگيرترين آنان بود نسبت به آل ابى طالب و به او سفارش شد كه با آن حضرت چنين كن و چنين كن (يعنى او را شكنجه بده) يك روز بيشتر امام نزد او نماند كه در برابر او، چهره بر خاك سائيد و از احترام و تعظيم او، به روى آن حضرت ديده نمىانداخت و در برابرش سر به زير بود، حضرت از نزد او بيرون شد و او از همه مردم بيناتر به مذهب شيعه شده بود و در باره امام ستايشگرتر شده بود.
٩- سفيان بن محمد ضبعى گويد: نامه به ابى محمد امام عسكرى (ع) نوشتم و از آن حضرت از تفسير وليجه پرسيدم كه