ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦١ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
كفر به پرتو هدايت و ايمان زيرا گمراهى و كفر جلوگير دريافت حق باشند چونان كه تاريكى جلوگير دريافت ديدنىها است و روش برآوردن آنها اين است كه آنان را رهنمائى كند و دليل بر روش حق را براى آنها بر پا دارد و آنها را بدان تشويق كند و لطفى به آنها فرمايد كه گرايش آنها به كردار حق نيرومند شود.
«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» يعنى سرپرست كارهايشان طاغوت است و اين كلمه مفردى است كه معنى جمع دهد و مقصود از آن، شيطان است و گفتهاند: مقصود سرورانِ گمراهكنندهاند.
«يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» يعنى از نور ايمان و طاعت و هدايت به تاريكىهاى كفر و گناه و ضلالت، يعنى آنها را اغواء كنند و بدان بخوانند و اين خود ردّ قائلين به جبر است كه بدين آيه استدلال كنند. و گويند ايمان مؤمن كار خدا است زيرا اگر چنين معنى داشت بايد بگويند كفر كافر هم كار شيطان است در برابر خدا با اينكه آنها هر دو را فعل خدا مىدانند، اگر اعتراض شود كه چطور آنها را از نور ايمان در آرند با اينكه در آن وارد نبودهاند؟ جواب از دو راه است:
١- مقصود اين است كه در زمينه و آمادگى فطرى ايمان بودند و آنها را از آن منحرف نموده و به كفر كشاندهاند و اين مانند اين است كه پسرى گويد: پدرم مرا از ارث خود بيرون كرد، و جلوگيرى از دخول را به بيرون كردن تعبير كند و از اين باب است قول خدا سبحانه در داستان يوسف (آيه ٣٧): «من ترك كردم كيش مردمى را كه ايمان به خدا نيارند» با اينكه هرگز در آن وارد نبوده است.
٢- اينكه اين آيه در باره كسانى است كه مسلمان باشند و از اسلام برگردند و مرتد شوند.
و اوّلى أقوى است، انتهى.