ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥١ - باب در اينكه زمين همه از امام(ع) است
خاندان من بپردازد و هر چه از آن خرج خود كند حق او است و اگر از آن دست كشيد و يا آن را بائر و خراب كرد و مرد مسلمان ديگرى پس از وى آن را به دست گرفت و آباد كرد و زنده نمود او بدان احق است از آن كه دست از آن كشيده و آن را رها كرده، و او بايد خراج آن را به امام از خاندان من بپردازد و هر چه از آن خرج بخورد حق او است تا امام قائم از اهل بيت من با شمشير و قدرت عيان شود و آن را تصرف كند و از خود دارد و آنها را از آن بيرون كند چنانچه رسول خدا (ص) آنها را تصرف كرد و براى خود داشت، جز آنچه در دست شيعيان ما باشد كه امام با آنها قرار دادى بندد نسبت بدان چه در دست آنها است و زمين را در دست آنها واگذارد.
٢- فرمود: دنيا و هر آنچه در آن است از خدا تبارك و تعالى است و از رسول او و از ما، هر كه بر چيزى از آن دست يافت از خدا بپرهيزد و حق خدا را بدهد و به برادران خود احسان كند و اگر چنين نكند خدا و رسولش و ماها از او بيزاريم.
٣- عمر بن يزيد گويد: مسمع را در مدينه ديدار كردم، در آن سال وجهى براى امام صادق (ع) آورده بود و آن حضرت به او پس داده بود، به او گفتم: چرا امام صادق وجهى را كه برايش آورده بودى به تو پس داد؟
گويد: به من در جواب گفت: من وقتى آن وجه را خدمت آن حضرت دادم به او گزارش دادم كه: من متصدى