ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٤ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
به ابدان اصليه كه صورت خلق و نمونه آنها است و دلالت دارد كه ائمه پيش از آفرينش اجساد مادى پاك خود و پس از مفارقت از آن و بلكه از آن و بلكه با آن تعلق به اجساد مثالى دارند، چنانچه براى ما بعد از مردن اجساد مثالى باشد كه ارواح ما بدان آويزد چنانچه در كتاب جنائز بيايد و به اين وسيله بسيارى از اعتراضات وارده بر اين اخبار حل شود و بر آن دلالت دارد.
قول او كه: فكنّا خلقاً و بشراً نورانيين، خلق از روح است و بشريت از كالبد مثالى كه در صورت بشر است و هر دو نورانيند چون هر دو جسمى لطيف و از عالم ملكوتند، بنا بر اين كه روح هم جسم است و بنا بر اين كه مجرد است، نورانى بودنش كنايه از بر كنار بودن او است از ظلمت هيولا و پذيرش او از انوار قدسيه و افاضههاى ربانيه. مثل الذى خلقنا، يعنى از آنچه ارواح ما را از آن آفريده است.
بعضى از افاضل گفته تعلق تصوير به ابدان در برابر ارواح با اينكه ارواح هم جسم هستند بنا بر اين است كه ابدان ديدنى هستند به خلاف ارواح كه مانند فرشته و جن نامرئى هستند، و مقصود از طينت ماده است و زير عرش مقام عليين است و عرش عبارت از اعلا عليين است، اين حديث دلالت دارد به برترى ائمه از انبياء و برابرى شيعه با انبياء، و مقصود به ناس اولى انسان حقيقى است و به دومى انسان معمولى (يعنى يك سر و دو پا) و همج پشه در باد است. پايان كلام مجلسى (ره).
من مىگويم: در اين حديث كلمه خلق آمده است و كلمه تصوير و كلمه طينت، خلق از نور است و تصوير از طينت، خلق همان فيض ايجاد است كه پرتو عظمت و نيروى خدا است و تصوير و قالبگيرى اين فيض وجود است در ماده كه وجود در حيز است، ماده داراى اعماقى است از وجود كه تا كنون مراتبى از آن كشف شده است:
١- ماده عنصرى معروف در فلسفه قديم كه عبارت است از: