ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٥ - باب آنچه پيغمبر در باره خير انديشى نسبت به ائمه مسلمين و ملازمت جمعيت آنان فرمان داده است
كسى كه چنين دستورى را به بافهمتر از خود نقل مىكند سه چيز است كه دل مرد مسلمان در آنها دغلى روا نمىدارد، (كينهورزى نمىكند خ ل) (شرانگيزى نمىكند خ ل):
١- كردار پاك و بىغرض براى خدا.
٢- خير انديشى براى پيشوايان و رهبران مسلمين.
٣- پيوست و پايدارى در جماعت مسلمانان، زيرا دعوت جامعه مسلمانان فراگيرنده است هر آنكه را در دنبال آنان باشد (دعاى ائمه فراگيرد هر كه را در دنبال آنان باشد خ ل) (دعاى پيغمبر فراگيرد مسلمانان را و هر كه دنبال آنان باشد خ ل).
مسلمانان همه برادرند و خونشان با هم برابر است، كوچكترين فرد مسلمان براى اجراى پيمان امان جامعه مسلمانان كوشا است (پيمان امان كوچكترين فرد مسلمان بر همه مسلمانان مجرى است و بايد براى اجراى آن شتاب شود خ ل).
٢- يكى از مردان قرشى ساكن مكه گويد: سفيان ثورى گفت: بيا ما را ببر خدمت جعفر بن محمد (ع)، گويد: من با او خدمت آن حضرت رفتيم و وقتى رسيديم كه سوار مركب خود شده بود، سفيان به آن حضرت عرض كرد: يا ابا عبد الله حديث خطبه رسول خدا (ص) را در مسجد خيف براى ما باز گو، فرمود: اكنون بگذار دنبال كار خود بروم چون سوار شدم، و چون برگشتم براى تو باز مىگويم، عرض كرد: تو را به قرابت رسول خدا (ص) سوگند كه اين حديث را بفرمائيد براى من، آن حضرت پياده شد و سفيان عرض كرد: دستور بدهيد تا دوات و كاغذ براى من بياورند و آن را از زبان شما بنويسم، دوات و كاغذ خواست و سپس فرمود:
بنويس: