ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥ - باب مواليد ائمه عليهم السلام يعنى وضع آنها در حال تولد
گفتم: قربانت، چه گزارشى حميده از او به شما داد؟ فرمود:
به من خبر داد كه چون از شكم او به زمين آمد، دو دست به زمين نهاد و سر به آسمان برداشت، من به او گفتم: اين نشانه ولادت رسول خدا (ص) است و نشانه ولادت هر وصىّ پس از او.
من گفتم: قربانت، حقيقت اين نشانه در باره رسول خدا (ص) و در باره وصى بعد از آن حضرت چيست؟ به من فرمود: آن شبى كه نطفه جدّم (على بن الحسين (ع) در آن بسته شد يك آورنده غيبى جامى براى پدر او آورد كه در آن نوشابهاى بود روانتر از آب و نرمتر از كَره و شيرينتر از عسل و خنكتر از برف و سفيدتر از شير و به او نوشانيد و به او دستور داد جماع كند، او برخاست و جماع كرد و نطفه جدّم بسته شد و چون شبى آمد كه بايد نطفه پدرم بسته شود، يك آورنده غيبى نزد جدم آمد به او همان جام را نوشانيد و دستورى به مانند دستور او به وى داد، او هم برخاست و جماع كرد و نطفه پدرم بسته شد و چون شبى رسيد كه بايد نطفه من بسته شود باز يك آورنده نزد پدرم آمد و به او مانند همان جام نوشابه را نوشانيد و دستورى كه به آنها داده بود به او داد و او برخاست و جماع كرد و نطفه من بسته شد و چون شبى رسيد كه بايد نطفه پسرم بسته شود آورنده براى من آورد چنانچه براى آنها آورد و به من همان رفتار كرد كه با آنها كرد.
من به علم خدا برخاستم و شادمان بودم از آنچه خدا به من موهبت كرد و جماع كردم و نطفه اين پسرم بسته شد همين نوزاد، او را باشيد، او به خدا بعد از من صاحب الأمر شما است. به راستى نطفه امام از همانى است كه به تو خبر دادم و چون در رحم چهار ماه بماند و روح در آن پديدار گردد، خداى تبارك و تعالى فرشتهاى فرستد.