ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٦٦ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
وجدان و نوع انسان.
اگر جامعه اسلام را به يك درخت مانند نمائيم طبق تعبير قرآن مجيد كه فرموده «مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ» فروع دين تنه آن درخت است و اخلاق پاك شاخ و برگ آنند و نظم و عدالت عمومى گل خوشبو و زيباى آن است و ايمان ثمره نهائى آن است.
و اگر آن را به يك دستگاه توليد نور تشبيه كنيم كه خدا مىفرمايد «كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ» سازمان ظاهرى اسلام كه از شهادتين و فروع دين بنياد مىشود به منزله چراغدان است و اخلاق پاك شيشه تابناك آن است و نظم و عدالت عمومى پرتو درخشان آن است و ايمان شعله چراغ فروزان آن.
اگر به درخت تشبيه شود باغبان دلسوز و دانشمند مىخواهد، و اگر به دستگاه توليد نور مانند شود نياز به مهندس كاردان و آزموده دارد، اين باغبان و اين مهندس همان امام عادل و بلكه معصوم و مصون از نادانى و خطاء است بنا بر اين نخست وظيفه مسلمانى توجه به امام و پيشواى عادل و بلكه معصوم است زيرا با وجود او اين شجره اسلام بارور مىشود و اين دستگاه توليد نور ايمان مىكند و اگر او نباشد و همه سازمان ظاهرى اسلام بر پا باشد مانند درختى است كه بار ندهد يا يك كارخانه درست و كاملى براى برق كه به كار نيفتد و روشنى ندهد، درخت بىبار و كارخانه بىنور چه ارزشى دارد.
عدم توجه به امام و پيشواى عادل و معصوم بر دو وجه است:
اول- توجه به پيشوا و رهبر جائر كه در اخبار روى كلمه جائر تكيه شده. معنى جائر يعنى خلاف كار، خلاف كارى يك مفهومى وسيعتر از ستمكار و ظالم دارد و مقصود اين است كه رهبرى نتواند چرخ بزرگ اداره اجتماع اسلامى را درست به راه برد يا براى اين كه علم او رسا نيست يا براى اينكه سودجوئى او مانع است يا براى اين كه اطرافيان بدى دارد كه