ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٣ - باب در اينكه زمين همه از امام(ع) است
غوص (مرواريدگيرى) از درياى بحرين شدم و چهار صد هزار درهم به دست آوردم و خمس آن را كه هشتاد هزار درهم است براى شما آوردم و نخواستم آن را كه از آن شما است نگهدارم، اين حقى است كه خدا تبارك و تعالى براى شما در اموال ما مقرر ساخته.
امام فرمود: يعنى براى ما از محيط زمين و آنچه خدا از آن برآرد جز خمس نباشد؟ اى ابا سيار به راستى همه زمين از ما است و هر چه خدا از آن برآرد همه از ما است، من گفتم: پس همه آن مال را براى شما مىآورم.
فرمود: اى ابا سيار، ما محققاً آن را به تو حلال كرديم و تو را از آن بهل نموديم همين مال خود را با خود برگير، هر آنچه از زمين در دست شيعيان ما است بر آنها حلال است تا قائم ما قيام كند و ماليات آن را از آنها بگيرد و زمين را به دست آنها واگذارد ولى آنچه در دست ديگران است هر آنچه از آن سودى برند بر آنها حرام است تا آن كه قائم ما قيام كند و زمين را از دست آنها بگيرد و آنها را خوار و تهى دست از آن به در كند.
عمر بن يزيد گويد: ابو سيار به من گفت: به نظر من احدى از صاحبان املاك و كارمندان جز من حلال نخورد مگر آنان كه ائمه به آنها حلال كرده باشند.
٤- از ابى بصير گويد: به امام صادق (ع) گفتم: آيا زكاة بر امام نيست؟ در پاسخ فرمود: سخن محالى گفتى اى ابا محمد تو نمى دانى كه همه دنيا و آخرت از آن امام است به هر جا خواهد صرف كند و به هر كه خواهد بدهد، از طرف خدا اين عمل براى او