ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٩ - آمار سطحى و بررسى فكر عمومى در تاريخ اسلام
كه همه طبقات مردم با آن انس گيرند و آن را در عهده خود شناسند و عظمت بناى مسجد مردم را به خود مشغول نكند و از هدف و مقصد مسجد كه عبادت و آموزش و پرورش است باز ندارد.
دوم، آنكه مردم مسجد را به حساب يك مركز عمومى بدانند و خود را به حساب يك سرباز و دانش آموز كه بايد آماده باشد در هر حالى و به هر وضعى انجام وظيفه كند و براى انجام وظيفه عبادت و آموزش امور دين وسائل راحت و آسايش و تجمل در نظر نگيرد، زيرا اين وسائل براى عموم و براى همه وقت فراهم نيست و اگر مسلمانان بدان عادت مىكردند- مانند امروز- در صورت عدم وجود آن دست از انجام وظائف خود مىكشيدند و مثلًا مىگفتند شرائط تكليف موجود نيست.
و در قسمت دوم: سيره ابن هشام ج ٥ ص ٣٤١ چنين مىگويد:
رسول خدا (ص) از جنگ تبوك برگشت و آمد تا رسيد به ذى اوان كه شهرى بود در مسافت يك ساعت راه تا مدينه، اصحاب مسجد ضرار در وقتى كه آماده سفر براى تبوك مىشد آمده بودند خدمت آن حضرت و در خواست كرده بودند كه: يا رسول اللَّه! ما مسجدى ساختيم در كنار شهر مدينه براى بيماران و حاجتمندان و براى شبهاى بارانى و شبهاى زمستانى و ما دوست داريم كه شما بيائيد در آن نمازى بخوانيد (به اصطلاح امروز آن را افتتاح كنيد و مقصودشان ترويج مسجد بوده و تشويق مردم براى جمع شدن در آن و تكميل توطئهاى كه در نظر داشتند).
پيغمبر در جواب فرمود: من در سر سفر هستم و در كار آماده كردن قشون تبوكم، يا هر چه فرمود و اضافه كرد كه: اگر ان شاء اللَّه برگشتيم نزد شما مىآئيم و براى شما در آن نماز مىخوانيم و چون در هنگام مراجعت به ذى اوان رسيد گزارش آن مسجد به وى داده شد.
رسول خدا (ص) مالك بن دخشم را از بنى سالم بن عوف و معن بن