ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٤
داودى از پدرش باز گفته كه من نزد ابى القاسم حسين بن روح بودم مردى معنى اين خبر را از او پرسيد كه «عباس به پيغمبر گفت: عمويت ابو طالب اسلام آورد به حساب جمل و به دست خود ٦٣ متشكل كرد» در پاسخش گفت:
مقصود او اظهار عقيده بوده است كه اله، احد، جواد،- معبود، يگانه، بخشنده- تفسيرش اين است كه: ا ١+ ل ٣٠+ ه ٥+ ا ١+ ح ٨+ د ٤+ ج ٣+ و ٦+ ا ١+ د ٤ ٦٣.
اين تفسير را يكى از افاضل عصر سابق بعيد دانسته و بدان اعتراض كرده ولى اين اعتراض مخالف ادب و مقام نائب خاص امام قائم (ع) است.
٢- مقصود از اين حديث بيان وضع و جست ابو طالب بوده است در حال اداى شهادتين، يعنى ابو طالب در حال اداى شهادتين چهار انگشت دست خود را خوابانيد و با انگشت سبابه مردانه اشاره كرد و كلمه شهادت را ادا كرد و اين شكل از دست در عرف عرب نشانه شماره ٦٣ بوده است و مقصود از حساب جمل حساب عقود است.
و روايت ابن شهر آشوب مؤيد آن است كه در مناقب خود از حسن در ضمن خبرى طولانى روايت كرده كه: چون مرگ ابو طالب در رسيد پيغمبر را طلبيد و گريست و گفت: اى محمد من از دنيا مىروم و غمى جز غم تو ندارم، تا اينكه گويد: پيغمبر فرمود: عمو جانم تو از آزار دشمنان بر من غم دارى و از كيفر پروردگارم بر خودت غم ندارى؟ گفت: اى محمد مرا دعوت كردى و تو امين هستى و با انگشت خود ٦٣ را متشكل كرد، انگشت كوچك و ديگرى كه پهلوى آن است بست و ابهام را بر انگشت ميانه گره كرد و با انگشت شهادت اشاره كرد و مىگفت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ على برخاست و گفت: اللَّه اكبر بدان كه تو را به راستى براى نبوت مبعوث كرده شفاعت را شامل حال عمويت كرد و او را به وسيله تو رهنمائى نمود، پس