قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٣٩ - كتاب پنجم در غايب مفقود الاثر
نيز از محكمه تقاضا نمايند كه دارائى او را به تصرف آنها بدهد مشروط بر اينكه اولًا غائب مزبور كسى را براى اداره كردن اموال خود معين نكرده باشد و ثانياً دو سال تمام از آخرين خبر غائب گذشته باشد بدون اينكه حيات يا ممات او معلوم باشد. در مورد اين ماده رعايت ماده ١٠٢٣ راجع به اعلان مدت يك سال حتمى است.
- ر. ك: ٨٧٢ س ١٥٨.
ماده ١٠٢٦: در مورد ماده قبل ورّاث بايد ضامن و يا تضمينات كافيه ديگر بدهند تا در صورت مراجعت غايب و يا در صورتى كه اشخاص ثالث حقى بر اموال او داشته باشند از عهده اموال و يا حق اشخاص ثالث برآيند تضمينات مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضى غائب باقى خواهد بود.
- ر. ك: ٨٧٢ س ١٥٨- ١١٩٧ س ١٥٧.
ماده ١٠٢٧: بعد از صدور حكم فوت فرضى نيز اگر غايب پيدا شود كسانى كه اموال او را به عنوان وراثت تصرف كردهاند بايد آنچه را كه از اعيان يا عوض و يا منافع اموال مزبور حين پيدا شدن غايب موجود مىباشد مسترد دارند.
ماده ١٠٢٨: امينى كه براى اداره كردن اموال غايب مفقودالاثر معيّن مىشود بايد نفقه زوجه دائم يا منقطعه كه مدت او نگذشته و نفقه او را زوج تعهد كرده باشد و اولاد غايب را از دارايى غايب تأديه نمايد در صورت اختلاف در ميزان نفقه تعيين آن به عهده محكمه است.
ماده ١٠٢٩: هرگاه شخصى چهار سال تمام غايب مفقودالاثر باشد زن او مىتواند تقاضاى طلاق كند در اين صورت با رعايت ماده ١٠٢٣ حاكم او را طلاق مىدهد.
مسأله ١١- اگر مرد مفقود شود و غيبتى پيدا كند كه هيچ خبرى از او نباشد و اثرى از او ظاهر نشود و فوت و حياتش معلوم نباشد، پس اگر مالى از او باقى مانده باشد كه براى زوجهاش خرج شود، يا اگر وليّى داشته باشد كه امور او را سرپرستى نمايد و متصدى انفاق او شود، يا متبرعى باشد كه براى زوجه او خرج نمايد واجب است كه زن صبر كند و انتظار بكشد و ابداً برايش جايز نيست كه ازدواج نمايد تا اينكه فوت