قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٣٧ - فصل اول در مورد امكان فسخ نكاح
المثنّى كه در آن ثبت ازدواج نشده دختر باكره هفده ساله را خواستگارى كرده است. دختر ياد شده به داعى ازدواج با شرط ارتكازى تجرّد مرد پس از تحقيق لازم با مرد مذكور ازدواج مىكند. سپس ازاله بكارت به واسطه عمل زناشويى انجام مىگيرد. بعد معلوم مىشود كه مرد زن و بچّه دارد. با توجّه به اينكه چنانچه دختر مىدانست كه آن مرد معيل است با وى ازدواج نمىكرد و با در نظر گرفتن اين جريان:
١- آيا عدم شرط ارتكازى موجب فسخ عقد مىشود؟
٢- آيا زن مىتواند با همان لحاظ تقاضاى طلاق كند؟
٣- بر فرض عدم جواز فسخ آيا زن مىتواند دفعة واحدة تقاضاى كلّ مهريّه را بنمايد؟
٤- آيا اين عمل از ناحيه مرد موجب تعزير نيست؟
ج- زن حقّ فسخ ندارد و نمىتواند مرد را به طلاق اجبار كند، ولى مىتواند تمام مهريّه خود را به قرارى كه در عقد ذكر شده مطالبه نمايد، و چيزى بر مرد نيست مگر آنكه تدليس كرده باشد، كه در اين صورت حاكم شرع مىتواند او را مؤاخذه كند. ج ٣ ف ص ١٣٤- ١٣٥
(٤٣٨- ١٠٨٣- ٢٧٧)
- ر. ك: ٢٣٧ س ٣٠.
- (درباره شرط بنائى، ر. ك: ٢٣٤ و^^^ ٥١١ سرقفلى س ٢١٣).
- ر. ك: ٤٣٨ س ١٤٤، ١٤٥- ١١١٩ س ٦٠، ٦٥.
ماده ١١٢٩: در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه و عدم امكان اجراى حكم محكمه و الزام او به دادن نفقه زن مىتواند براى طلاق به حاكم رجوع كند و حاكم شوهر را اجبار به طلاق مىنمايد. همچنين است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
- ر. ك ١١٢٨/ مس/ ١٠.
ماده ١١٣٠: در صورتى كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وى مىتواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاى طلاق كند، چنانچه عسر و حرج مذكور در محكمه ثابت شود، دادگاه مىتواند زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورتى