قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٣٠ - فصل اول در مورد امكان فسخ نكاح
ماده ١١٢٣: عيوب ذيل در زن موجب حق فسخ مرد خواهد بود:
١- قرن.
٢- جذام.
٣- برص.
٤- افضاء.
٥- زمينگيرى.
٦- نابينايى از هر دو چشم.
صدر مسأله ١- ... و آنچه كه اختصاص به زن دارد شش عيب است: «برص» و «جذام» و «افضاء»- كه تفسير آن گذشت- و «قرن» و به آن «عفل» گفته مىشود و آن گوشت يا غدّه يا استخوانى است كه در دهانه رحم روييده مىشود و مانع وطى مىباشد، بلكه بنابر اظهر اگر مانع هم نباشد در صورتى كه موجب تنفر و گرفتگى باشد. و «فلج و لنگى آشكار»، اگر چه به حدّ زمينگيرى و مزمن بودن نرسيده باشد بنابر اظهر. و «كورى» كه رفتن بينايى از هر دو چشم مىباشد اگر چه هر دو باز باشند. ولى يك چشمى و عشاء- مرضى است كه در چشم است و مانع ديدن در شب مىشود ولى روز مىبيند- اعتبار ندارد و «عمش» هم- كه ضعف ديد است و در غالب اوقات، اشكش جارى است- معتبر نمىباشد. ج ٢ ص ٣١٢
مسأله ٨- براى مرد جايز است به خاطر عيبى كه در زن است بدون اذن حاكم فسخ نمايد. و همچنين زن مىتواند با عيب مرد، آن را فسخ نمايد، البته با ثبوت عنن، احتياج به حاكم مىباشد، ليكن از جهت اينكه ضربالاجل معين شود- چون از وظايف حاكم است- نه از جهت نفوذ فسخ زن، پس بعد از آنكه حاكم ضربالاجل قرار داد، زن مىتواند با انقضاى آن مدت و ممكن نشدن وطى در آن مدت بدون مراجعه به حاكم، به تنهايى فسخ نمايد. ج ٢ ص ٣١٤
(^^^ ٤٥٧)
مسأله ٩- اگر مرد با يكى از عيوب زن، آن را فسخ نمايد، پس اگر قبل از دخول باشد مهرى براى زن نيست و اگر بعد از دخول باشد مهرالمسمّى بر او مستقر مىشود. و همچنين است حال در موردى كه زن به وسيله عيب مرد، فسخ كند پس در صورتى