قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٤٦ - فصل چهارم شرايط صحت نكاح
بگويد: «زوجتك الكبرى من بناتى فاطمه» عقد بر دختر بزرگ واقع مىشود كه اسمش خديجه است و نام بردن او به فاطمه لغو مىباشد. و اگر مقصود، تزويج فاطمه است و خيال شود كه دختر بزرگ است سپس معلوم شود كه او دختر كوچك است، عقد بر دخترى واقع مىشود كه اسمش فاطمه مىباشد و وصف او به اينكه دختر بزرگ است لغو مىباشد. و همچنين اگر مقصود تزويج اين زن حاضر است و خيال كند كه او دختر بزرگ و اسمش فاطمه است پس بگويد: «زوجتك هذه و هى فاطمه و هى الكبرى من بناتى» پس معلوم شود كه او دختر كوچك و اسمش خديجه است، عقد بر زنى كه مورد اشاره شده واقع مىشود و اسم و وصف لغو مىشود. و اگر مقصود عقد بر دختر بزرگ است، ولى چون خيال كرده كه اين زن حاضر همان دختر بزرگ است، بگويد: «زوّجتك هذه و هى الكبرى» بدون اشكال عقد بر دختر بزرگ واقع نمىشود و در وقوع عقد بر زن مورد اشاره وجهى است، لكن نبايد احتياط ترك شود به اينكه عقد تجديد شود يا طلاق داده شود. ج ٢ ص ٢٦٧- ٢٦٨
(١٩٠- ١٩١- ٢٠١)
س ٤٢- اگر مجريان عقد در موقع اجراى عقد، نام اشخاص را مرخّم كنند (مثلًا مسيحالله را مسيح بگويند) آيا عقد اشكالى پيدا مىكند؟
ج- اسم بردن ميزان نيست، همين قدر كه عقد براى شخص معيّنى خوانده شود و به نحوى آن شخص را معلوم نمايند كفايت مىكند. ج ٣ ف ص ٩٥
س ٤٥- چندين سال قبل- در دفتر رسمى- مردى دخترى را عقد نموده و مهريّهاى نيز براى او قرار داده است، ولى حالا معلوم شده آن دختر قبل از جارى كردن صيغه فوت نموده و حيات نداشته، و زن ديگرى به همان نام در خانه اين مرد است، ولى پدر و مادرش غير از اوّلى است. آيا اين ازدواج صحيح است يا نه؟
ج- در فرض مرقوم اگر عقد براى همين زن كه حيات دارد خوانده شده صحيح است. ج ٣ ف ص ٩٦
- (براى ملاحظه حكم مشابه در اعمال حقوقى كه شخصيت طرف علت عمده آن است، ر. ك: ٧١/ مس/ ٣٧).
ماده ١٠٦٨: تعليق در عقد موجب بطلان است.