قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٣٨ - فصل سوم در موانع نكاح
ظاهر مسلمان بود چون نماز مىخواند و از باطن او اطّلاعى نداشتم، اكنون چندى است كه كلًا نماز را ترك نموده، وقتى علّت را سؤال نمودم گفت من نماز را قبول ندارم! و بهشت و جهنم نيز در همين دنياست، لطفاً بفرمائيد تكليف من چيست؟ آيا او مرتدّ است؟
ج- اگر خدا يا رسول خدا يا يكى از ضروريات دين را جدّاً انكار مىكند مرتدّ است، و شما بايد از او جدا شويد، و با او نامحرم هستيد، و نيازى به طلاق هم نيست. ج ٣ ف ص ١٢٩
(١١٢٠- ٨٨١ مكرر)
س ١٣٦- حدود يك سال پيش با شخصى ازدواج نمودم، بعد از گذشت مدّتى هنگام نماز، شوهرم سجّاده نماز را از زير پايم كشيد و گفت اين چه حركتى است كه انجام مىدهى، نماز و دين چه فايدهاى دارد! و نيز پدر و مادر او هم به طرفدارى از او برخاستند و درگير شديم، من از خانه آن مرد خارج شدم (البته با اجازه شوهر) و به خانه پدرم مراجعت كردم. بعد از گذشت مدّتى با كمال تأسّف شوهرم نامهاى از دادگاه آورد و مرا به دادگاه احضار نمود. با وجود شرح جزئيّات خود به مسئول دادگاه متأسّفانه رأى به نفع او صادر شد. آيا من مىتوانم با آن مرد كه از راه راست منحرف شده و اصول اسلام را منكر گرديده است زندگى كنم؟
و آيا با شوهرى كه يك سال تمام به ديدن زن و فرزندش نيامده تكليف شرعى من چيست؟
و اسلام در مورد كسى كه به قرآن كريم ناسزا گويد و آن را به گوشهاى پرت كند چه مىگويد؟
ج- چنانچه منكر خدا يا رسول خدا يا يكى از ضروريّات دين باشد محكوم به ارتداد است و بايد از او جدا شوند. ج ٣ ف ص ١٢٩- ١٣٠
(١١٢٠- ٨٨١ مكرر)
س ١٣٧- شوهر خدا را انكار مىكند، و مىگويد قيامت و عدل و امامت وجود ندارد، و به هيچيك از قوانين الهى و اسلامى عقيده ندارد، و قرآن و پيامبر را انكار كرده و ناسزا مىگويد، آيا زن مىتواند طلاق بگيرد يا نه؟ و زن هم راضى به طلاق است.
ج- در فرض مذكور طلاق لازم نيست، و زن بايد فوراً از چنين شوهرى جدا شود،