قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٢٣ - فصل سوم در موانع نكاح
جنسى با وى نداشتهام و اولادى هم در ميان نيست؟
ج- در صورتى كه طلاق با اذن زوج و وكالت او نبوده ازدواج دوّم باطل، و در فرض تحقّق «دخول» زن بر شما حرام مؤبّد است. ج ٣ ف ص ٣٢٦- ٣٢٧
س ٤٢- مردى با زن مطلّقهاى ازدواج نموده و پس از چندين سال متوجّه شده كه طلاق زوجه به دستور دادگاه بوده، و مطابق با موازين شرعى نبوده، و زوجه هم مىگويد شوهر اوّل من راضى به طلاق نبوده و پدرم با توسّل به دادگاه و اجباراً طلاق مرا گرفته است، و حتّى فعلًا نيز اگر از شوهرم سؤال شود مىگويد كه من راضى به طلاق نبودم. ولى پدر زوجه (كه مورد وثوق نيست) ادّعا مىكند كه من پس از اجراء طلاق به دستور دادگاه و توسّط محضر از زوج اجازه گرفته و صيغه طلاق را جارى نمودهام آيا اين زن و شوهر به يكديگر حرام مؤبّد بوده و بايد جدا شوند؟ يا با اعتماد به قول پدر زوجه مىتوانند به زندگى خود ادامه دهند؟
ج- زن تا به طريق شرعى دعواى خود را كه بطلان طلاق است اثبات نكند حرمت ابديّه بر مرد ثابت نيست، و زن بايد به آنچه بين خود و خدا علم دارد عمل نمايد. ج ٣ ف ص ٣٢٧
(٢٢٣- ١٢٥٧)
س ٤٨- در زمان طاغوت دخترى با اجبار پدر و مادرش راضى شده با مردى ازدواج كرده، و پس از مدّتى با زور و بدون رضايت شوهر از او طلاق گرفته و به عقد مرد ديگرى در آمده كه الآن از اين شوهر دوّم دو بچّه دارد، آيا طلاق اجبارى زن در زمان طاغوت اشكال دارد يا نه؟ ضمناً موقع عقد دوّم زن مطلب را براى شوهرش نگفته است.
ج- طلاق اجبارى بر شوهر صحيح نيست و در اين صورت عقد بر شوهر دوّم باطل است و بر او حرام ابدى شده است. ج ٣ ف ص ٣٢٩- ٣٣٠
١٠٥١- (غرض از نزديكى، ر. ك: ١١٥٥/ مس/ ٢).
- ر. ك: ١١٣٨ س ٤٥.
ماده ١٠٥٢: تفريقى كه با لعان حاصل مىشود موجب حرمت ابدى است.
مسأله ١٦- و از اسباب تحريم، «لعان» است؛ با شروطى كه در باب لعان ذكر شده،