قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٩٢ - فصل سوم در موانع نكاح
مسأله ٧- اگر رضاع جامع شرايط تحقق پيدا كند، مرد و مرضعه (زن شيرده)، پدر و مادر شيرخوار مىشوند و اصلهاى آنها اجداد و جدّهها مىگردند و فرعهاى آنها برادرها و اولاد برادرهاى او مىشوند و كسى كه در حاشيه آنها و در حاشيه اصلهاى آنها مىباشند عموها يا عمهها و دايىها يا خالههاى او مىشوند و او- يعنى شيرخوار- پسر يا دختر آنها است و فرعهاى او نوادگان آنها مىباشند. و وقتى اين مطلب روشن گرديد پس هر عنوان نسبى محرّم- از عنوانهاى هفتگانه گذشته- در صورتى كه مثل آن در رضاع تحقق پيدا كند محرّم مىباشد. پس مادر رضاعى مانند مادر نسبى است و دختر رضاعى مانند دختر نسبى است و به همين صورت. پس اگر زنى از شير مردى طفلى را شير دهد، مرضعه و مادرش و مادر آن مرد بر آن طفل به خاطر مادر بودن، حرام مىشوند و دخترى كه شير خورده و دخترهاى او و دخترهاى پسرى كه شير خورده بر آن مرد و بر پدرش و پدر مرضعه به خاطر دختر بودن، حرام مىباشند و خواهر آن مرد و خواهر مرضعه بر شيرخوار حرام مىباشند؛ زيرا آنها عمه و خاله او مىشوند. و دخترى كه شير خورده بر برادر آن مرد و برادر مرضعه حرام است؛ زيرا او دختر برادر يا دختر خواهر آنها مىشود. و دخترهاى آن مرد بر پسرى كه شير خورده، و دخترى كه شير خورده بر پسرهاى آن مرد- نسبى باشند يا رضاعى- حرام مىباشند. و همچنين دخترهاى مرضعه بر پسرى كه شير خورده، و دخترى كه شير خورده بر پسرهاى مرضعه- اگر نسبى باشند- حرام هستند براى آنكه اخوت دارند. و امّا اولاد رضاعى مرضعه از كسانى كه با شير مرد ديگر، آنها را شير داده غير از آن مردى كه پسر شيرخوار از شير او خورده است بر پسرى كه شير خورده، حرام نمىباشند به خاطر آنچه كه گذشت، كه يكى بودن مرد در تأثير حرمت بين شيرخوارها، شرط است. ج ٢ ص ٢٨٧- ٢٨٨
مسأله ٨- در پيدا شدن علاقه رضاعى كه حرمت مىآورد دخيل بودن رضاع در حصول آن علاقه فىالجمله كفايت مىكند، كه گاهى بدون دخالت غير رضاع در آن، علاقه رضاع حاصل مىشود، مانند علاقه پدر بودن و مادر بودن و پسر بودن و دختر بودن كه بين مرد و مرضعه و بين شيرخوار حاصل مىشود. و همچنين علاقهاى كه بين