قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٤٧ - كتاب پنجم در غايب مفقود الاثر
«عن أبى عبدالله (ع) أنّه سُئِلَ عن المفقود فَقال: المفقود إذا مَضى له أربع سنين بعث الوالى أو يكتُب الى الناحيه الّتى هو غائب فيها فَإن لم يُوجَد له أثر أمر الوالى وليّه أن ينفق عليها، إلى قوله (ع) ... أمَرَهُ أن يُطَلِّقَها فكان ذلك عليها طلاقاً واجباً».[١]
٣- آيا عسر و حرج در اين باب هم باعث جواز طلاق براى حاكم مىشود (مخصوصاً اگر غيبت به وسيله رفتن و فرار كردن خود زوج باشد، و يا موردى كه مُنفِقى نيست كه نفقه زوجه را بدهد) يا اينكه عسر و حرج مربوط به غير اين مقام از موارد حضور زوج است؟ كه بر فرض جواز بشود قبل از چهار سال هم طلاق داد؟ و اين مطلب مختار مرحوم سيّد است در مسأله ٣٣ از مسائل عدّه وفات ملحقات عُروَة.
ج- حكم همان است كه در تحريرالوسيله ذكر شده است:
در صورتىكه زوجه براى نداشتن شوهر در حرج است- نه از جهت نفقه- به طورى كه در صبر كردن معرضيّت فساد است حاكم پس از يأس، قبل از مُضىّ مدّت چهار سال مىتواند طلاق دهد. بلكه اگر در مدّت مذكور نيز در معرض فساد است و رجوع به حاكم نكرده است جواز طلاق براى حاكم بعيد نيست در صورت يأس. ج ٣ ف ص ١٤٤- ١٤٥
(١١٣٠)
ماده ١٠٣٠: اگر شخص غايب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاى مدت عده مراجعت نمايد نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولى بعد از انقضاى مدت مزبور حق رجوع ندارد.
مسأله ٢٣- اگر زوج بعد از فحص و انقضاى مدّت بيايد، چنانچه قبل از طلاق باشد، پس آن زن، زوجه او مىباشد. و اگر بعد از اين باشد كه با ديگرى ازدواج نموده، شوهر اولى راهى بر زن ندارد. و اگر در اثناى عده باشد پس شوهر حق رجوع به او را دارد، چنانكه مىتواند او را به حال خودش باقى بگذارد تا عدهاش منقضى گردد و از او جدا شود. و امّا اگر بعد از انقضاى عده و قبل از ازدواج باشد در جواز رجوع او به آن و عدم آن دو قول است كه اقواى آنها دومى است. ج ٢ ص ٣٦٦- ٣٦٧
(١١٤٨)
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٥، ص ٣٩٠، كتاب الطلاق، باب حكم طلاق زوجة المفقود و ...، ح ٤.