قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٠٨ - فصل دوم در تحقق ارث
س ١٦٤- فردى در حيات خود ضمن اينكه كشاورزى مىنمود از قرار معلوم نزول هم مىخورد حدود ٩ سال است كه فوت كرده، پس از فوت، اموال وى را يك روحانى و عالم رسيدگى و صورت بردارى نمود، لطفاً ما را راهنمائى فرمائيد كه با اموال مزبور چه كنيم تا حلال شود؟ و اگر كسى ادعائى بر مال او داشته باشد پذيرفته است يا خير؟
ج- آنچه از راه ربا به دست آمده بايد به صاحبان آن برگردد و در صورت نشناختن او به فقير صدقه داده مىشود و چنانچه كسى ادعايى بر ميّت و اموال او دارد بايد شرعاً اثبات كند. ج ٢ ف ص ١٤٢- ١٤٣
(٢٨)
س ٢- شخصى كه معتقد به مبانى اسلامى بوده است و تا سال پنجاه خمس خود را پرداخت مىكرده در سال ٥١ به علّت فعّاليت در سازمان منافقين به زندان مىافتد، و پس از سه سال و نيم از زندان آزاد مىگردد، تا بعد از انقلاب باز هم در فرقه منافقين بود (كه عقيدهاش را درباره خمس و احكام اسلامى نمىدانيم، ولى نماز مىخواند و روزه مىگرفت) در سال ٦٠ دستگير و زندانى شد و پس از چندى به دستور حاكم شرع اسلامى محكوم به اعدام گرديد و تيرباران شد، در وصيّت ايشان كه در زندان نموده اسمى از اينكه خمس بدهكار هستم نياورده، ما هم نمىدانيم كه ايشان آيا خمس مال خود را داده است يا خير؟ اكنون مىخواهند مايملك او را بين وارث تقسيم كنند، آيا بايد خمس بدهيم يا خير؟ در صورتى كه بايد خمس بدهيم (با توجّه به اينكه ايشان تا قبل از سال ١٣٥٠ اهل خمس بوده) چه مقدار از مال او را بايد خمس بدهيم. ضمناً چهار فرزند صغير و كبير دارد، و عيال و پدر و مادر هم دارد، و اصلًا دفاترى هم ندارد كه معلوم گردد چه مقدار خمس داده و يا چه مقدار از مال او بدون خمس است؟
ج- اگر معلوم نيست كه بدهكار خمس است تمام تركه به ورثه مىرسد. ج ٣ ف ص ١٤- ١٥
س ٥٤- پسرم (شهيد) مدّت يكسال و سه ماه بود كه ازدواج كرده و در تاريخ ١/ ١/ ١٣٦١ در حمله فتحالمبين به درجه رفيع شهادت نائل گشته است. آيا صداقيّه