تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٠ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
آمَنُوا اى كسانى كه گرويدهايد اذْكُرُوا اللَّهَ ياد كنيد خداى را ذِكْراً كَثِيراً ياد كردنى بسيار يعنى غالب اوقات بانواع ذكر از تهليل و تحميد و تكبير و تمجيد وَ سَبِّحُوهُ و تسبيح گوئيد او را و تنزيه كنيد او را از هر چه لايق احدية او نيست و قتاده گفته كه نماز گذاريد براى او بُكْرَةً وَ أَصِيلًا بامداد و شبانگاه چه نماز صبح و شام اشق است از روى اداء بجهت غلبيت نوم در اين دو وقت و گويند اختصاص اين دو وقت باين دو نماز بجهت آنست كه در اين دو وقت ملائكه صبح و شام حاضر ميباشند و هر دو تسبيح با صلوة او را ثبت خواهند نمود در نامه عمل او نزد كلبى بكرة صلوة فجر است و اصيل صلوة ظهر و عصر و مغرب و عشا است و تسميه صلوة بتسبيح بجهت آنست كه صلوة متضمن تسبيح و تنزيه او سبحانه است و بدانكه علما را در ذكرا كثيرا اختلاف بسيار است مجاهد از پيغمبر (ص) روايت كرده كه مراد آنست كه خدا را در هيچ وقتى فراموش مكنيد پس بنا بر اين مراد ذكر قلبيست و سلمى قدس سره نيز گفته كه مراد از ذكر كثير ذكر دلست چه دوام ذكر بزبان ممكن نيست و در لطايف قشيرى آورده كه امر بذكر كثير اشارتست بمحبت حقتعالى يعنى او را دوست داريد چه مقرر است كه (من احب شيئا اكثر ذكره) نشان دوستى ذكر فراوان است چه دوستى نگذارد كه زبان از ذكر دوست و يا دل از فكر او خالى ماند بدين مضمون در هيچ مكان نيم ز فكرت خالى در هيچ زمان نيم ز ذكرت غافل و گويند مراد بذكر و تسبيح آنست كه حقتعالى را ياد كنند بصفات على و اسماء حسنى و تنزيه او نمايند از هر چه لايق ذات او نباشد از معايب و مناقص و از مقاتل مرويست كه مراد باين كلمات اربع است يعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر و از ائمه هدى مرويست كه
من قالها ثلثين مرة فقد ذكر اللَّه كثيرا
هر كه تسبيحات اربع را سى بار بگويد او ذكر خداى بسيار كرده و زراره و حمران كه پسران اعين انداز ابى عبد اللَّه (ع) نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود كه
من سبح تسبيح فاطمة فقد ذكر اللَّه كثيرا
هر كه تسبيح فاطمه زهرا بگويد او ذكر خداى بسيار كرده و واحدى باسناد خود از ضحاك ابن مزاحم نقل كرده كه ابن عباس فرمود كه جبرئيل نزد پيغمبر (ص) آمد و گفت اى محمد بگو
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم
عدد ما علم و زنة ما علم و ملاء ما علم چه هر كه اين را بگويد حقتعالى شش خصلت براى او ثبت كند يكى آنكه او را از ذاكرين اللَّه كثيرا نويسد دوم آنكه او افضلست از ذاكران در شب و روز سوم آنكه اشجار بسيار در بهشت براى او بنشاند چهارم گناهان او بريزاند هم چنان كه برك از درخت خشك ريخته شود پنجم آنكه نظر رحمت باو كند ششم آنكه او را هرگز معذب نگرداند و در كشاف آورده كه اين هر دو فعل يعنى اذكروا و سبحوا متوجهند