تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٢ - سوره القصص(٢٨) آيات ٥٠ تا ٥٩
نميتوانست كه نصرت آن حضرت نمايد با اظهار ايمان و اسلام فكانه الى هذا اشار
الامام الصادق جعفر ابن محمد (ع) التقية دينى و دين آبائي
و ديگر ظاهر آيه دلالت نميكند بر عدم ايمان ابى طالب تا اهل خلاف تمسك بآن نمايند زيرا كه بر تقدير تسليم اينكه آيه در شان ابو طالب نازل شده باشد بيش از اين دلالت نميكند كه تو اى محمد قادر نيستى بر اين نوع هداية كه لطف است و اعطاى اسباب توفيق از قدرت عقل و تمكين و ازاحه علت چه اين هدايت تعلق بمن دارد و هدايتى كه بتو تعلق دارد همين تبليغست و دعوت كما قال وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ و اصلا دلالت ندارد بر آنكه من هدايت ندادهام آن كسى كه تو او را دوست دارى و ديگر بر تقدير تسليم نزول آيه در شان ابو طالب من احببت دلالت تام دارد بر ايمان او زيرا كه اين لفظ دالست بر اثبات محبت رسول مرا ابو طالب را و محبت و موالات كافر بر او حرامست لقوله تعالى لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ پس البته بايد كه او مؤمن بوده باشد تا لازم نيايد كه رسول مخالف با امر خدا كرده باشد و حديث آن حضرت كه
اوثق عرى الايمان الحب فى اللَّه و البغض فى اللَّه
دالست بر مطلوب ما چه معنى آن راجعست به اينكه استوارترين ركنى از اركان ايمان دوستيست با دوستان خدا و دشمنيست با دشمنان خدا و از امام زين العابدين نيز نقلست كه فرمود
الحمد للَّه الذى لم يجعل للفاجر على يدا لكيلا برزقه فى قلبى مودة فان مودة الفجار تجر الى النار
يعنى سپاس مر خداى را كه هيچ كافرى را بر من دست نعمتى نداد تا روزى دادن او بمن سبب اين نشود كه دوستى او در دل من جاى گيرد چه دوستى كافران مردمان را بدوزخ ميكشد پس كدام عاقل مسلمان تجويز تواند كرد كه پيغمبر دوست دار كافر بوده باشد نعوذ باللَّه من الاهواء المضلة و الاعتقادات الموبقة آوردهاند كه حارث ابن عثمان ابن نوفل ابن عبد المناف نزد حضرت رسالت پناه (ص) آمده گفت اى محمد (ص) ما ميدانيم كه قول تو حق و سخن تو راست است و آنچه مىگويى سبب دولت ما است در حيات و وسيله سعادت ما است بعد از وفات اما متابعت تو موجب مخالفت تمام عربست مىترسم كه اگر پيروى تو كنيم عرب ما را از زمين حرم بيرون كنند و ما را بقلت انصار طاقت مقاومت ايشان نباشد اين آيه نازل شد وَ قالُوا و گفتند بعضى از كفار إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى اگر پيروى كنيم طريق رشاد را مَعَكَ با تو يعنى ايمان آوريم بتو نُتَخَطَّفْ ربوده شويم مِنْ أَرْضِنا از زمين خود يعنى عرب ما را از ديار بربايند و بيرون كنند حقتعالى رد قول ايشان كرده فرمود بر سبيل تقرير كه أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ آيا ما جاى ندادهايم لَهُمْ مر ايشان را حَرَماً آمِناً حرمى با ايمنى كه هيچكس بر ايشان دست ندارد بجهة حرمت خانه كه در آن واقع شده چه جميع