تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٢ - سوره القصص(٢٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
ميخوانند مردمان را إِلَى النَّارِ بسوى آتش يعنى بعملهايى كه موجب دخول باشد در آتش دوزخ چون كفر و معصيت وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ و در روز رستخيز لا يُنْصَرُونَ يارى داده نخواهد شد يعنى ناصرى و معاونى عذاب از ايشان باز نخواهد داشت وَ أَتْبَعْناهُمْ و از پى درآورديم ايشان را يعنى به ايشان لاحق و متصل گردانيديم فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً در اين سراى لعنت را تا ملائكه و مؤمنان بر ايشان لعن ميكنند و يا دورى از رحمت را لازم حال ايشان گردانيديم وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ و در روز قيامت هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ ايشان از زشت رويانند از عبد اللَّه عباس مرويست كه رويهاى ايشان را سياه كنند و چشمهاى ايشان را ازرق و اين اشعار دوزخيانست و يا در آن روز مطرودند از رحمت و مايوس از آن كه هرگز رايحه رحمت و مغفرت بمشام ايشان نرسد و يا هلاك شدگان و يا رسوا شوندگان على الاختلاف الاقوال وَ لَقَدْ آتَيْنا و بدرستى كه داديم مُوسَى الْكِتابَ موسى را تورية مِنْ بَعْدِ ما از پس آن كه أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى هلاك كرديم اهل قرنهاى نخستين را ما مصدرية است يعنى بعد از هلاك گردانيدن قرون ماضيه چون قوم نوح و هود و صالح و لوط عليه السّلام و ميتواند بود كه مراد قبطيان باشند يعنى تورية را بموسى داديم بعد از هلاك شدن فرعون و قوم او بَصائِرَ در حالتى كه آن كتاب حجتها و برهانهاى روشن و نورانى بود لِلنَّاسِ براى مردمان يعنى بنى اسرائيل كه ديده دل ايشان بحقايق آن مستبصر ميشد و بواسطه آن حقرا از باطل امتياز ميكردند معنى مراد آنست كه ما تورية را فرستاديم تا مستبصر شوند و بوسيله آن در طريق نجات سلوك كنند بعد از آنكه ديده بصيرت ايشان اعمى بود از ادراك حق و اصلا حق را از باطل نميدانستند و مانند كوران در وادى ضلالت خبط ميكردند وَ هُدىً و در حالتى كه راه نماينده بود باحكام شرع مر تابعان خود را وَ رَحْمَةً و بخشايش براى مصدقان و عاملان بآن يعنى بجهت تصديق و عمل بآن ميرسيدند برحمة واسعه او سبحانه كه آن مثوبات دارين است لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ شايد ايشان پند پذيرند يعنى بجهة آنكه ايشان بر حالتى واقع شوند كه اميدوارى بتذكر و الفاظ ايشان توان داشت و يا بجهت اراده آنكه متذكر شوند و بنا بر اين اراده مشيسه است بترجى و مستعار از براى آن و باسانيد معتبره از ابو سعيد خدرى مرويست كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرموده
ما اهلك اللَّه قوما و لا قرنا و لا امة و لا اهل قرية بعذاب من السماء منذ