تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٤ - سوره الصافات(٣٧) آيات ٨٠ تا ٨٩
گرونده ما است اين كلام تعليل احسان است با ايمان بجهت اظهار جلال قدر آن و اصالة شان آن يعنى چون كه نوح از جمله گروندگان ما بود لا جرم او را از غرق نجات داديم و اسم سامى او را در ميان عباد خود بلند گردانيديم ثُمَّ أَغْرَقْنَا بعد از آن غرق كرديم الْآخَرِينَ ديگران را يعنى كفار قوم او را كه بما ايمان نمىآوردند و نميگرويدند و بعد از ذكر نوح نجى و قوم او بيان قصه ابراهيم خليل ميكند و مجادله او با قوم و ميگويد وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ بدرستى كه از اتباع و پيروان نوح (ع) لَإِبْراهِيمَ ابراهيم خليل است كه در اصول شرع و طريق حق و ايذاء ديدن و جفا كشيدن تابع او بود و دور نيست كه در فروع شريعت يا اكثر آن نيز پيرو او بوده باشد و ميان ايشان دو هزار و ششصد و چهل سال بوده و در ما بين اين مدت دو پيغمبر ديگر مبعوث شده بودند يكى هود و ديگرى صالح و در لباب و بعضى ديگر از تفاسير آوردهاند كه ضمير راجع بحضرت رسالت پناه است (ص) كنايه غير مذكور و اگر چه او بصورت سابق بوده و بر پيغمبر ما اما در معنى تابع مطلق او بود و همچو ساير اتباع بفضل او معترف گشته بود و دين او را ستايش كرده و دعا گفته ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم و در حديث آمده كه چون حق سبحانه ملكوت آسمان را بابراهيم نمود ابراهيم بجانب عرش نگريست نورى عظيم ديد گفت خداوندا اين چه نوريست گفت نور حبيب وصفى من محمد (ص) است گفت در جنب آن نور ديگر ميبينم گفت برادر وصى او على بن ابى طالب (ع) است گفت خداوندا نور ديگر ميبينم نزديك آن هر دو نور خطاب آمد كه نور فاطمه زهراست دختر سيد الانبياء و زوجه خير الاوصياء و بجهت آن او را اين نام نهادهام كه او دوستداران را از دوزخ منع كند و باز دارد هم چنان كه مادر فرزندان را فطيم سازد و از شير باز گيرد گفت خداوندا دو نور ديگر ميبينم نزديك ايشان فرمود كه آن دو نور دو فرزند وىاند حسن و حسين گفت پادشاهانه نور ديگر گرد ايشان درآمده است گفت آن نور نه امامند از فرزندان حسين (ع) گفت خدايا نورهاى بسيار ميبينم كه از گرداگرد ايشان در آمدهاند فرمود كه آن نورهاى شيعيان و محبان على اند و فرزندان او گفت پادشاه ايشان را بچه علامت توان شناخت گفت به پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن و انگشترى در دست راست داشتن و بسم اللَّه الرحمن الرحيم در نماز بلند گفتن و پيش از ركوع قنوط خواندن و سجده شكر كردن ابراهيم گفت خداوند امرا شيعه على و فرزندان او گردان حقتعالى دعاى او را اجابت فرمود و او را داخل شيعيان امير المؤمنين (ع) گردانيد و رسول خود را از آن خبر داده فرمود كه إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ و بدرستى كه ابراهيم از جمله شيعيان على بن ابى طالب است صلوات اللَّه عليه پس اى محمد (ص) قصه او را بخوان و ياد كن إِذْ جاءَ كه چون آمد ابراهيم رَبَّهُ پروردگار خود را و صاحب كشاف آورده