تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٨ - سوره الصافات(٣٧) آيات ٥٠ تا ٥٩
غَوْلٌ فسادى و آفتى كه بر خمر دنيا مرتب است چون ذهاب عقل و هذيان و عربده و صداع و وجع بطن وقتى و غير آن وَ لا هُمْ عَنْها و نيستند بهشتيان كه از خوردن شراب يُنْزَفُونَ مست شوند و عقل ايشان زايل گردد و افراد آن بذكر و اگر چه در تحت غول داخلست بجهت آنست كه ذهاب عقل اعظم مفاسد است وَ عِنْدَهُمْ و نزديك ايشان باشند زنانى كه قاصِراتُ الطَّرْفِ كوتاه كننده نظر باشند يعنى چشم خود را مقصور ساخته باشند بر شوهران خود و بديگران ننگرند و بعضى گويند كه معنى اينست كه ايشان از روى غنج و دلال چشم نگشايند عِينٌ فراخ چشمان باشند يا آنكه سواد چشم و بياض آن بمرتبه كمال باشد كَأَنَّهُنَ گوييا آن زنان در صفاى بشره و سفيدى اعضا بَيْضٌ مَكْنُونٌ بيضهاى شتر مرغند كه پوشيده باشند و عادت شتر مرغ آنست كه بيضه را در زير پر خويش بپوشاند تا غبارى بر آن ننشيند و متغير نگردد و از گرد هوا و حرارت آفتاب رنگ نگرداند و چون بياض بيضه آن مشوب است باندك صفرتى و اين احسن الوان ابدانست نزد عرب از اينجهة او سبحانه تشبيه بآن نمود و اين بهشتيان در بالاى تختها نشسته حوريان در برابر ايشان ايستاده باشند و كاسهاى شراب بر ايشان گردانند و ايشان آن را تناول كنند و با يكديگر محادثه و مكالمه نمايند و ماجرايى كه در دنيا بر سر ايشان گذشته باشد يكديگر را خبر دهند
فَأَقْبَلَ پس روى آورند بَعْضُهُمْ برخى از ايشان عَلى بَعْضٍ بر برخى ديگر يَتَساءَلُونَ سؤال كنند از احوال يكديگر يعنى هر يك از ايشان از انعام و اكرامى كه خداى تعالى به او كرامت فرموده باشد صاحب خود را خبر دهد قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ گويد گوينده از ايشان مر ياران خود را إِنِّي بدرستى كه من وقتى كه در دنيا بودم كانَ لِي بود مرا قَرِينٌ هم نشينى كه منكر بعث بود و اين قرين بقول مجاهد از شياطين است و بقول ابن عباس از انس و گويند اين آيات در شأن مرديست كه همه مال خود را تصدق نمود و بعد از آن محتاج شد و او را رفيقى كافر بود او را گفت مال تو كجا رفت او در جواب گفت كه در راه خدا تصدق كردم تا در آخرت بهتر از آن بمن در عوض دهند او سوگند ياد كرد كه عوض اين در آخرت بتو نخواهد رسيد و بعث و نشور نخواهد بود مقاتل گويد كه ايشان آن دو برادرند كه در سورة الكهف سمت ذكر يافتهاند آنكه كافر است نام او فرطس است و آنكه مؤمن است يهودا و باى حال مرد مؤمن در بهشت با رفيقان