تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٣ - سوره الصافات(٣٧) آيات ٢٠ تا ٢٩
شدگان باشيم يعنى بعد از آنكه خاك شده باشيم چگونه مبعوث شويم أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ آيا پدران نخستين ما كه خاك شدهاند هم زنده شوند اين عطفست بر محل ان و اسم آن بر حذف خبر يا بر ضمير مبعوثون و مجوز وجه ثانى فصلست بهمزه استفهام و تكرار همزه از براى مبالغه است در انكار يعنى هرگز ما را و پدران ما را زنده نكنند قُلْ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله مر اين منكران بعث را نَعَمْ آرى همه شما مبعوث شويد با پدران خود وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ و در حالتى كه خوار و بيمقدار باشيد در نشأة آخرت و آن هنگام كه اراده الهى تعلق گيرد ببعثت فَإِنَّما هِيَ پس جز اين نيست كه اين بعثت زَجْرَةٌ واحِدَةٌ يك راندن بود يعنى يك نفخه كه اسرافيل در صور دمد فَإِذا هُمْ پس ناگاه ايشان زنده شده و از قبر بيرون آمده يَنْظُرُونَ مينگرند ببعثى كه تكذيب آن مىكردند و ميبينند جزاى آنچه كردهاند از اعمال قبيح و افعال ناپسنديده
وَ قالُوا و گويند يا وَيْلَنا اى واى بر ما اين كلمه است كه نزد وقوع هلال و عذاب گفته ميشود و از اين قبيلست كه و يا حسرتنا و حسرتا يعنى اى واى بر هلاك و عذاب ما هذا يَوْمُ الدِّينِ اينست روز پاداش افعال كه ما را بآن وعده ميدادند مراد آنست كه ايشان در آن روز ببعث معترف شوند و از تكذيب و عناد خود نادم گردند و هر چند مذلت و فروتنى نمايند فايده نداشته باشد و ملائكه با ايشان خطاب كند هذا اين روز يَوْمُ الْفَصْلِ روز حكم است يا روز جدا كردن نيكان از بدان و تميز كردن حق از باطل به اينوجه كه مطيع را ببهشت برند بر طريق اجلال و اكرام و عاصى را بر دوزخ كشند بر سبيل اهانت و ايلام و گويند كه اين كلام نيز حكايت از قول كفار است يعنى منكران بعث در آن روز با يكديگر گويند كه اين روز جدا كردن نيكو كاران است از بدكاران الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ كه بوديد شما كه بآن تُكَذِّبُونَ تكذيب ميكرديد و باور نمىداشتيد و بعد از آن ندا رسد بفرشتگان كه احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا جمع كنيد و فراهم آوريد آن كسانى را كه ستم كردند بر خود بسبب شرك و تكذيب رسل يا به ارتكاب معاصى يا بتعدى كردن بر مردمان يعنى گرد كنيد همه ظالمان و ستمكاران را وَ أَزْواجَهُمْ و اشباه و امثال يا اعوان و اتباع يا زنان ايشان را كه هم مذهب ايشان باشند يا شياطين كه قرين ايشان بوده باشند در موقف خود غرض كه هر طايفه را با مثل خود جمع كنند بت پرست را با بت پرست و ستاره پرست را با ستاره پرست و بر اين قياس زنان كافران را با كافران و زانى را با زانى و خمار را با خمار تبعه ظلمه را با ايشان و شياطين را پيشواى همه