تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٥ - سوره يس(٣٦) آيات ٧٠ تا ٨٣
آنها رفع عقاب از آنها خواهند نمود كقوله تعالى إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ در روايت آمده كه فرداى قيامت بتان را در پيش دارند و بت پرستان را در پس چنان كه لشگر در پس پادشاه و همه را باين وجه بدوزخ برند و چون حال ايشان باين نوع خواهد بود فَلا يَحْزُنْكَ پس بايد كه غمگين نسازد ترا قَوْلُهُمْ سخن ايشان كه نسبت بخالق خود ميگويند از اتخاذ اولاد و شركا يا درباره تو از نسبت دادن سحر و كهانت و شعر إِنَّا نَعْلَمُ بدرستى كه ما ميدانيم ما يُسِرُّونَ آنچه نهان مى كنند از حقد و بغض نسبت بمؤمنان وَ ما يُعْلِنُونَ و آنچه آشكار ميكنند از كلمات كفر و عصيان و ما جزا خواهيم داد ايشان را بدان آوردهاند كه ابو جهل يا عاص بن وايل سهمى با وليد بن مغيرة و بروايت مجاهد و قتاده از امام جعفر صادق (ع) ابى بن خلف بمجلس رسالت پناه (ص) آمد و در آن مجلس بعضى از صناديد قريش حاضر بودند استخوان پوسيده را بدست بماليد خورد و مرد شد و بر ياد داد گفت كيست اين اجزاى متفرقه را جمع ساخته ديگر بارزنده كند حضرت رسول (ص) فرمود كه آفريدگار من اين اجزاى متفرقه را جمع ساخته ديگر باره زنده كند و در قيامت جمع كرده زنده خواهد ساخت و تو را مبعوث كرده بدوزخ خواهد برد در اثناى اين حال اين آيه نازل شد أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ آيا نديده و ندانست آدمى يعنى ابى أَنَّا خَلَقْناهُ آنكه ما آفريديم او را مِنْ نُطْفَةٍ از آب منى به اين طريق كه آن را علقه ساختيم و از علقه بمضغه رسانيديم و استخوان در او برويانيديم و مرتبه مرتبه مستعد صورت انسانى گردانيده نفخ روح نموديم و بعد از آن در شكم مادر تربيت داده بيرون آورديم و در طفوليت بتدريج پرورش داديم و چون او را بحد عقل رسانيديم و سخن گوى گردانيديم فَإِذا هُوَ پس آن گاه او در باب بعث خَصِيمٌ مُبِينٌ جدال كنندهايست هويدا با وجود آنكه اگر در اين باب اندك تأملى كند ميداند كه كسى كه قادر باشد بر آفريدن بر وجه مذكور البته قادر خواهد بود بر اعاده بلكه پيش او اسهل از انشا خواهد بود اين آيه دليل است بر صحت استعمال نظر در دين زيرا كه او سبحانه اقامت حجت كرده است بر مشركان باين وجه كه قياس نشأة ثانيه را بر نشئه اولى كرده است پس ملزم ساخته است كسى را كه مقر است بر نشأة اولى بمعترف شدن به نشئه ثانيه و لهذا منكر منكر بعث شده كه آن ابى است و گفته كه او بجهت عناد و معادات منكر اين معنى شده و با حبيب ما در امر بعث مجادله و منازعه آغاز كرده وَ ضَرَبَ و زد لَنا مَثَلًا براى ما مثلى كه آن خورد كردن استخوان پوسيده است بر دست و باد دادن و بآن نفى قدرت كردن بر احياى