تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٦ - سوره يس(٣٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
آنان كه ايمان آوردهاند يعنى آن كافران از روى تهكم و سرزنش با مؤمنان گويند كه أَ نُطْعِمُ آيا طعام دهيم مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ آن را كه اگر خداى خواستى أَطْعَمَهُ طعام دادى او را إِنْ أَنْتُمْ نيستيد اى مؤمنان إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ مگر در گمراهى هويدا كه ما را بمخالفت اراده و مشيت ميفرمائيد و محتملست كه ان انتم قول مؤمنان باشد در جواب كافران يعنى مؤمنان بعد از استماع اين كلام گفتند كه جز اين نيست كه شما در ضلالت و گمراهى رو شنيد و شبهه نيست كه سخن كفار محض عين خطاست زيرا كه خداى تعالى بعضى را توانگر ساخته و برخى را درويش گذاشته و بجهة امتحان و رسيدن بثواب آن جهان حكم فرموده كه اغنيا از مال خدا فقرا را محفوظ گردانند پس مشيت را بهانه ساختن و امر الهى را كه بانفاق فرموده فرو گذاشتن غلط محض و محض غلط است و هر گاه كه تهديد اينكافران خطا پيشه و مشركان كج انديشه ميكردند و از عذاب الهى تخويف مينمودند زبان باستهزاى پيغمبر و مؤمنين گشوده وَ يَقُولُونَ و ميگفتند كه مَتى كى خواهد بود هذَا الْوَعْدُ اينموعد شما يعنى قيام قيامت و وقت عقوبت إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راست گويان پس حق سبحانه در جواب ايشان فرمود كه ما يَنْظُرُونَ انتظار نميكشند آن منكران بعث إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً مگر يك فرياد تَأْخُذُهُمْ كه بگيرد ايشان را مراد نفخه صعق است كه بعد از آنكه چهل روز از نفخه فزعه برآمده باشد دريا يابد ايشان را وَ هُمْ و حال آنكه ايشان در آن وقت در سود او معامله يَخِصِّمُونَ بخصومت و جدال مشغول باشند يعنى در مهم سازى دنيا باشند كه يك بار اسرافيل نفخ صور نمايد و همه در يك طرفة العين هلاك شوند و در حديث آمده كه مردمان در معامله نشر متاع كرده باشند و هنوز او را بهم نپيچيده باشند كه قيامت قايم شود و بعضى ديگر لقمه را برداشته باشند و هنوز بدهن نبرده باشند كه قيامت شود و برخى ديگر كله و رمه را باب برده باشند و هنوز آب نداده كه نفخ صور شود
فَلا يَسْتَطِيعُونَ پس نتوانند نزد آن حال تَوْصِيَةً وصيت كردن با حاضران وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ و استطاعت نداشته باشند كه بسوى اهل خودشان كه غايب باشند يَرْجِعُونَ باز گردند يعنى ايشان را امان ندهند كه از بازار بخانه روند و فى الفور بصداى نفخ صور هلاك گردند وَ نُفِخَ و دميده شود بعد از چهل سال بار ديگر فِي الصُّورِ در صور مراد نفخه سيم است كه آن نفخه احيا است فَإِذا هُمْ پس آن گاه ايشان مِنَ الْأَجْداثِ از گورها بيرون آمده إِلى