تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٤ - سوره يس(٣٦) آيات ٤٠ تا ٤٩
دلالت مىكند بر كينونة شمس در حمل در وسط آسمان پس روز پيش از شب مخلوق شده باشد اما از قرآن قال اللَّه تعالى لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ يعنى نهار سابقست بر ليل نه كه شب بر نهار سابق باشد و نزد برخى از مفسران ليل سابق است بر يوم و تفصيل اين در سوره انعام مذكور و بدانكه چون ذكر فنون نعم دلالت بر وجوب عبوديت او سبحانه ميكند از اين جهت بعد از ذكر نعم مذكوره تعداد نوع ديگر از نعمت ميكند و ميگويد كه وَ آيَةٌ لَهُمْ و نشانه ديگر از قدرت ما كه ايشانراست أَنَّا حَمَلْنا آنست كه ما برداشتيم ذُرِّيَّتَهُمْ آبا و اجداد ايشان را از زمين در وقت طوفان و نشانيديم فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ در كشتى نوح عليه السّلام كه مملو بود از مردمان و ساير حيوانات و ما يحتاج ايشان و نافع و ابن عامر ذرياتهم خواندهاند بلفظ جمع و اطلاق لفظ ذريت بر آبا باعتبار آنست كه ايشان اصل خلقت اولاداند چه اولاد از ايشان مخلوقند و ذر بمعنى خلق است و اگر چه اكثر استعمال ذريت در اولاد است و يا آنكه مراد آن باشد كه خداى تعالى پدران پيشين ايشان را در كشتى نشاند و ذريت ايشان در اصلاب ايشان بودند و بنا بر اين تخصيص ذريت بجهت ابلغيت آن باشد در امتنان و ادخلية آن در تعجب با وجود ملاحظه ايجاد و گفتهاند كه معنى آيه آنست كه مادر كشتى نشانيديم اولاد ايشان را كه بتجارت ميفرستند يا نسا و صبيان ايشان را كه بمصاحبت خود بسفر ميبرند و بنا بر اين اطلاق ذريت بر نسا باعتبار آنست كه ايشان كشتزار فرزندانند و لهذا مجاهدين ممنوع و منهى شدهاند از قتل ايشان يعنى چون ذريت ايشان ضعيفاند و نساء قوت آن ندارند كه در خشكى رنج سفر كشند براى ايشان كشتى مقرر فرموديم و باد را مسخر كرديم در راندن كشتى تا هر جا كه خواهند بفراغة توانند رفت وَ خَلَقْنا لَهُمْ و آفريديم براى ايشان مِنْ مِثْلِهِ از مثل كشتى نوح ما يَرْكَبُونَ آن چه سوارى ميكنند بر آن از كشتيهايى كه بعد از نوح بر صورت آن ميسازند يا آنكه ما خلق كرديم مانند جنس كشتى از آنچه سوار شوند بر آن چون زورق و غير آن و گفتهاند كه مراد شترانند كه كشتى بيابانند و ساير دواب وَ إِنْ نَشَأْ و اگر خواهيم نُغْرِقْهُمْ غرق سازيم اهل كشتى را به تهييج رياح و تلاطم امواج فَلا صَرِيخَ پس هيچ فرياد رسى نباشد لَهُمْ مر ايشان را كه از غرق شدن ايشان را نگهدارد وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ و نه ايشان رهانيده شوند از مرگ هر گاه اراده ما تعلق گرفته باشد بر هلاك ايشان إِلَّا مگر كه رحم كنيم و ببخشيم بر ايشان رَحْمَةً مِنَّا بخشيدنى از نزديك خود و ايشان را از غرق نجات دهيم وَ مَتاعاً