تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٢ - سوره يس(٣٦) آيات ٣٠ تا ٣٩
بمستقر خود تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ مقدور و مقرر كردن خداونديست كه غالبست بقدرت كامل خود بر هر مقدورى الْعَلِيمِ احاطه كننده بعلم شامل خود بر هر معلومى وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ و ماه را تقدير كرديم يعنى سير او را مقرر فرموديم مَنازِلَ در منزلهاى بيست و هشتگانه از بروج اثنى عشر كه عرب آن را انواع مستمطره ميگويند و آن اينست شرطين بطين ثريا در ان هقعه هنعه ذراع تثره طرفه جبهة ريزه صرفه عو اسماك غفر زبانا اكليل قلب شوله نعايم بلده سعد الذابح سعد البلغ سعد السعود و سعد الاجيه فرع الدلو المقدم فرع الدلو المؤخر رشاء و هر شب در منزليست از منازل مذكوره و از آن تجاوز نكند و متقاصر نشود تزايد و تناقض نور او بحسب بعد و قرب اوست بآفتاب پس هر چند كه در منازل خود بآفتاب دورتر ميشود نور او ميافزايد و چون كه قرب باو پيدا ميكند بتدريج نور او كم ميشود و ميل بتقويت ميكند حَتَّى عادَ تا وقتى كه گرديد در آخر منازل خود كه قريب باجتماع است كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ مانند چوب خوشه خرما كه كهنه باشد وجه شبه رقة و صفرة و اعوجاج است چه شاخ خرما چون بسيار خشك شد باريك و زرد و كج ميشود و بشكل هلال ميرسد و در وقت اجماع كه در دو شب آخر ماه است و آن را ايام محاق گويند مخفى گردد و گفتهاند كه چوب خوشه خرما در مدت شش ماه بشكل هلال متشكل ميشود على بن ابراهيم باسناد خود نقل كرده كه ابو سعيد مكارى واقفى روزى نزد على بن موسى الرضا آمد و از روى عناد و انكار گفت كه مرتبه تو بآن رسيده كه دعوى امامت ميكنى و خود را در مرتبه پدر خود دانى آن حضرت فرمود كه خداى نور تو را بنشاناد و تو را بفقر وفاقه مبتلا سازد چه ميشود تو را كه ديده بصيرت تو احوال گشته و بكج بينى در من نگاه ميكنى نميدانى كه خداى تعالى وحى فرستاد بعمران پيغمبر كه من پسرى را بتو ارزانى خواهم داشت كه اكمه و ابرص را به ميسازد و بعد از آن مريم را باو داد و عيسى را بمريم كرامت فرمود پس عيسى از مريم باشد و مريم از عيسى يعنى هر دو در يك درجه باشند و ميان ايشان فرقى نباشد و من هم از پدرم و پدرم از منست و هر دو در يك مرتبهايم و ميان ما اثنى نيست نيست ابو سعيد گفت از تو مسئله ميپرسم فرمود بپرس اگر چه از من قبول نخواهى كرد و اعتقاد بآن نخواهى داشت گفت چه مىگويى در حق مردى كه در حين موت گويد كه كل مملوك لى قديم فهو حر لوجه اللَّه هر مملوك قديمى كه مراست آزاد است قربة الى اللَّه فرمود كه هر مملوكى كه در مدت شش ماه در ملك او داخل شده باشد آزاد است گفت از كجا مىگويى فرمود از جهت آنكه حقتعالى فرمود كه وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ و شاخ خوشه خرما در عرض شش ماه بشكل هلال ميرسد ابو سعيد انكار اينمعنى نمود و چون از نزد آن حضرت بيرون رفت نابينا شد و بفقر و فاقه مبتلا گرديد و بدرهاى خانها مى