تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٥ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
كه بجهت تقصير خود داخل جهنم شده باشند و در آنجا بقدر تقصير خود مكث نموده بعد از آنكه ايزد سبحانه و تعالى بكرم بينهايت خود ايشان را از دركات جهنم خلاص و نجات داده و برحمت شامله در بهشت عدن جاى داده در هنگام كه در بهشت درآيند و در آنجا قرار گيرند از غايت شعف و خوش حالى تمام الْحَمْدُ لِلَّهِ سپاس و ستايش مر آفريدگارى را سزاست الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا آن پروردگارى كه بشفقت و لطف و قدرت كامله ببرد اما الْحَزَنَ اندوه دوزخ را كقوله إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ يا خوف و ترسى كه از رد طاعات داشتيم بقبول آن مندفع گردانيد و گفتهاند كه مراد هموم دنياست چون بيم موت يا وسوسه ابليس يا ضرر جوع و عطش يا خوف سلطان يا دغدغه تحاسد و تباغض با جميع اخوان دنيا و عقبى يابيم از هولهاى عقبى يا مشقتهايى كه عارض ميشود در دنيا و عبد اللَّه بن عمر روايت كرده كه از رسول خدا (ص) شنيدم كه گفت
ليس على قايل لا اله الا اللَّه وحشة فى قبورهم و لا فى محشرهم و لا فى مسيرهم و كانى انظر باهل لا اله الا اللَّه يخرجون من قبورهم و ينقضون التراب عن وجوههم و يقولون الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
يعنى نيست بر گويندگان كلمة طيبه لا اله الا اللَّه وحشت و خوفى در قبرهاى ايشان و نه در محل حشر و بعث ايشان و نه در وقت سير ايشان بزمين قيامت و گوييا من مينگرم باهل لا اله الا اللَّه كه از قبور خود بيرون مىآيند خاك را از روى خود مىافشانند و ميگويند شكر و سپاس مر خداى را كه ببرد از ما غم و اندوه و ما را از دغدغه دوزخ نجات داد و از اندوه و غم وارستيم إِنَّ رَبَّنا بدرستى كه آفريدگار ما جل جلاله و عظم شانه لَغَفُورٌ هر آينه آمرزنده است گناه كاران و ناسپاسان را و از سر جرم عاصى در ميگذرد و رحيم است بر مخلوقات خود شَكُورٌ جزا دهنده فرمانبرداران و سپاس داران را در عدة الداعى آورده كه خداى شكور است به اينمعنى كه يسير را ميپذيرد و ثواب كثير بر آن عطا مينمايد و اعطاى نعمت جزيل ميكند و بشكر يسير راضى ميشود و چون شكر در لغت بمعنى اعتراف است به احسان و حق تعالى محسن است بعباد خود و منعم بر ايشان پس اطلاق شكور بر خدا بمعنى مجازى مطيع و شاكر است بر طاعت و شكر او بثواب جزيل بر سبيل مجاز باشد مانند تسميه مكافات بشكر الَّذِي أَحَلَّنا آن خدايى كه بلطف و احسان و بزرگوارى خود و بقوت و قدرت شامله خود فرود آورد ما را و ساكن گردانيد به انعام بىانتهاى خود كه عام است دارَ الْمُقامَةِ بسراى اقامة و دار الخلود راحت كه جنت است و هر كرا از او انتقال بموضعى ديگر نخواهد بود و اخراج ما از اين