تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٢ - سوره فاطر(٣٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
كه من از رسول خدا (ص) شنيدم كه در اين آيه فرموده و اما سابق بى حساب ببهشت رود و اما مقتصد را حسابى آسان كنند پس ببهشت رود و اما ظالم را در زمين قيامت بدارند و بعد از مشاق ببهشت رود و ايشان باشند كه گويند الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ و تفسير اين آيه در عقب آن مبحث مذكور خواهد شد و از عايشه نيز روايت است كه همه ايشان ببهشت روند اما سابق كسيست كه در عهد رسول خدا (ص) وفات نموده و آن حضرت براى او گواهى داده كه او از اهل بهشت است و اما مقتصد كسيست كه تابع اصحاب او شده تا آنكه باو ملحق شده و اما ظالم مثل منست و امثال من و نيز از عايشه روايتست كه سابق كسيست كه قبل از هجرت اسلام آورده و مقتصد كسيست كه بعد از هجرت مسلمان شده و ظالم و مائيم و مرويست از عمر خطاب كه از پيغمبر خدا (ص) شنيدم كه در اين آيه فرمود كه سابق از اهل ايمان كه بر همه پيشى گرفته است و مقتصد ايشان نجات يافته و ظالم ايشان آمرزيده شده و از جعفر بن خرب روايتست كه ظالم لنفسه به صغائر است كه مستتبع مغفرتست و مقتصد در طاعات در درجه وسطى است و سابق بخيرات در درجه عليا و اصحاب ما از ميسر بن عبد العزيز روايت كرده كه امام جعفر صادق (ع) فرمود كه
الظالم لنفسه ما من لا يعرف حق الامام و المقتصد من العارف بحق الامام و السابق بالخيرات هو الامام و هؤلاء كلهم مغفور لهم
يعنى ظالم لنفسه از ما كسى است كه نشناسد حق امام را و مقتصد كسى كه عارف بحق امام باشد و سابق بخيرات امام است و همه ايشان آمرزيدهاند و زياد بن مقدار از ابى جعفر (ع) نقلكرده كه
اما الظالم لنفسه منا فمن عمل عملا صالحا و آخر سيئا و اما المقتصد فهو المجتهد و اما السابق بالخيرات فعلى و الحسن و الحسين و من قتل من آل محمد شهيدا
يعنى ظالم لنفسه از ما كسى كه هم عمل صالح كند و هم معصيت از او صادر شود و مقتصد كسيست كه متعبد است باحكام شريعت و مجتهد در آن و سابق بالخيرات على است و حسن و حسين و آن كس كه كشته باشد از آل محمد يعنى ساير ائمه هدى و بنا بر آن قول كه فرقه كه ظالم نفس خودند ناجى نيستند نزد بعضى از ايشان آنست كه ظالم لنفسه اصحاب مشئمهاند و مقتصد اصحاب ميمنهاند و سابق بخيرات سابقان مقربان از همه مردمان كما قال جل و عز و كنتم ازواجا ثلاثة و اين قول قتاده است و عكرمه و از ابن عباس نقلست كه ظالم منافق است و مقتصد و سابق از ساير مردمان و حسن گفته كه سابقان صحابهاند و مقتصد تابعين و ظالم منافقين و در تفسير ثعلبى مذكور است كه حضرت رسالت (ص) اين سه طايفه را تفسير فرمود كه سابق آنهااند كه بيحساب ببهشت روند و مقتصد آنان كه حساب ايشان سبك گذرد و ظالم آنان كه مدتى در موقف حساب بمانند و حق سبحانه بقدرة بالغه خود برحمت تلافى حال ايشان كند و مثل اين بروايت ابى دردا انفا مذكور شد و بروايت ديگر از پيغمبر (ص) سابق ما اهل جهادند و مقتصد ما اهل حضر كه بجهاد نروند اما بجماعت حاضر شوند و ظالم ما اهل باديه كه نه كمر جهاد بر بندند و نه دولت جماعت دريابند و ابو الليث آورده كه سابق آنست كه قبل از هجرة ايمان آورده و مقتصد آنكه بعد از هجرت و قبل الفتح