تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٠ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١٠ تا ١٩
بر ايشان و بجهة آن مستحق حمد است بر السنه عباد و كاشفى آورده كه مهيات ممكنه در وجود محتاجند بفاعل وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ اشاره است بآن و حقتعالى بحسب كمال ذاتى از وجود عالم و عالميان مستغنى است وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُ عبارتست از آن و چون ظهور كمال غنا موقوفست بر وجود اعيان ممكنات پس در ايجاد آن نعمتى كبرى است مستحق حمد است و ثناى كلى و كلمه حميد ايمان است بآن إِنْ يَشَأْ اگر خواهد خداى يُذْهِبْكُمْ ببرد شما را از روى زمين يعنى همه شما را هلاك كند وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ و بياورد آفريدن تو يعنى قومى ديگر را كه از شما اطوع و فرمانبردارتر باشند يا پيدا كند گروهى ديگر را كه كسى نديده و نشنيده باشد اين دالست بر غضب او سبحانه بر اهل شرك بجهت اتخاذ انداد و كفر ايشان بآيات او و ارتكاب ايشان بانواع معاصرى و خطيئات كما قال وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ و لهذا قال ابن عباس يخلق بعدكم من يعبده و لا يشرك به شيئا يعنى بيافريند بعد از شما كسانى را كه او را پرستش كنند و غير او را در عبادت شريك او نگردانند وَ ما ذلِكَ و نيست بردن شما آوردن ديگران عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ بر خداى دشوار يعنى متعسر بلكه بر او در نهايت سهولتست و كمال آسانى و بعد از بيان غناى مطلق و قدرت كامله خود ذكر عدل خود مىكند بقوله وَ لا تَزِرُ و بر ندارد وازِرَةٌ نفس گناه كننده وِزْرَ أُخْرى بار گناه نفس ديگر را بلكه هر كس حامل گناه خود باشد نه گناه غير و آيه وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ در شأن ضالين و مضلين است كه حامل اثقال ضلال خود و اضلال غير شوند نه حامل ضلالت غير بلكه هر يك حامل ضلال خود باشند پس منافى اين آيه نباشد كه وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ و اگر بخواند نفس گرانبار از گناه ديگرى را إِلى حِمْلِها ببرداشتن بعضى از گناهان وى لا يُحْمَلْ برداشته نشود مِنْهُ از گناه او شَيْءٌ چيزى يعنى مدعو هيچ چيز را از گناه داعى بر ندارد وَ لَوْ كانَ و اگر چه باشد آن مدعو ذا قُرْبى خداوند خويش نزديكتر چون پدر و مادر و برادر و خواهر اضمار مدعو بجهت دلالت ان تدع است بر آن مراد آنست كه هر چند گناه كار خويشان و كسان نزديكتر خود را خواند و در خواست كند كه چيزى از خطيئات او بردارند هيچكس اجابت نكند زيرا كه همه بخود در مانده باشند و از فضيل عياض روايتست كه فرداى قيامت مادرى و فرزندى را در عرصات آرند كه هر دو گرانبار باشند ببار گناه خود مادر فرزند را گويد حق ولادت و تربيت و رضاع من بجا آور يك گناه من بردار