تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٩ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١٠ تا ١٩
يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ كافر شوند بشرك آوردن شما يعنى معترف شوند ببطلان شرك كه شما آوردهايد يا منكر پرستش شما شوند و گويند ما كنتم ايانا تعبدون به اين طريق كه حقتعالى ايشان را بنطق درآورده تا توبيخ عبده خود كنند و ايشان را گويند لم عبدتمونا و ما دعوناكم الى ذلك چرا ما را مىپرستيد و حال آنكه ما شما را باين نخوانديم و اين دعوى نكرديم و يا گويند ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ و بلخى گفته كه ميتواند بود كه مراد باين معبودان ملائكه و عيسى عليه السّلام باشند و ح معنى لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ آنست كه بجهة عدم اشتغال التفات بعبده خود و عدم تفحص و تجسس مر ايشان را و مشغولى ايشان بآنچه مأمور الهية است آواز ايشان را نشنوند و بر تقدير استماع استجابت قول ايشان نكنند بجهة بغض و غيظ ايشان بآنها و انكار عبادت ايشان وَ لا يُنَبِّئُكَ و خبر ندهد از حقيقة كارها و صلاح و فساد و منافع و مضار آنها هيچ خبر دهنده مِثْلُ خَبِيرٍ مانند دانا بحقيقت امور كه حق سبحانه است چه او است كه داناست بحقيقت جميع اشياء بخلاف ساير مخبران مراد تحقيق آن چيزيست كه خبر بآن داده از حال الهه ايشان و نفى آنچه دعوى ميكنند و اسناد مىدهند بآنها از معبوديت ايشان صاحب لباب آورده كه اضافه مثل بخدا جايز نيست پس اين مثليست شايع و مستعمل در كلام عرب در اخبار مخبرى كه سخن او فى نفس الامر متعمد عليه و موثوق به باشد و حقيقت معنى آنست كه حقتعالى ميفرمايد آنچه من شما را بآن اخبار كردم از احوال اوثان و بطلان عبده ايشان حق است و صدق بجهت آنكه من خبيرم بآنچه اخبار بآن نمودم پس بيان غناى خود ميكند و فقر بندگان خود كه مستلزم حقيقت معبودية اوست و بطلان معبوديت غير او و ميفرمايد كه يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان أَنْتُمُ الْفُقَراءُ شما محتاجانيد إِلَى اللَّهِ بخداى در خلق و رزق و غفران و رضا و جنت تعريف فقرا بجهت مبالغه است در فرط ايشان بر وجهى كه گوييا بجهت شدت افتقار و كثرت احتياج ايشان جنس فقر مخصوص ايشانست و افتقار ساير ممكنات نسبت بفقر ايشان غير معتد به است و لهذا قال جل ذكره و خلق الانسان ضعيفا و قال الذى خلقكم من ضعف چه فقر تابع ضعفست و هر چند ضعف اكثر است فقر بيشتر است و اگر فقر منكر ميبود يعنى چنين ميبود كه انتم بعض الفقراء و اين غير مطلوبست وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُ و خداى كه او بىنياز است و بغناى مطلق خود منعم بر جميع موجودات الْحَمِيدُ ستوده شده بر نعمت علم و فضل شامل كه تابع غناى مطلقست و صاحب كشاف گفته كه ذكر حميد بعد از غنا جهت دلالتست بر آنكه حقتعالى غنيست كه بغناى خود نفع رساننده است خلقان را بانعام نعمت