تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٩ - سوره فاطر(٣٥) آيات ١ تا ٩
اولى باشد و ترك تفسير در ثانى بجهت دلالت اوست بر ثانى يا آنكه تا شامل رحمت و غضب هر دو باشد و ديگر تفسير اول دون ثانى بجهت دلالتست بر آنكه رحمت او سبقت نموده بر غضب او وَ هُوَ الْعَزِيزُ و او غالبست در آنچه خواهد از ارسال و امساك و جز آن و هيچكس با او در آن منازعه نتواند كردن الْحَكِيمُ صواب كار در آنچه كند از امساك و ارسال و غير آن و حسن تفسير آيه بر اينوجه كرده كه آنچه گشايد از ارسال رسل بعباد در وقتى دون وقتى به اراده و مشيت اوست و هيچكس مانع او نميشود در آن زيرا كه ارسال رسل رحمت است از او سبحانه كما قال و ما ارسلنا الا رحمة للعالمين و آنچه امساك ميكند از ارسال رسول در زمان فترت يا آنچه كفار اقتراح آن ميكنند هيچكس ارسال آن نتواند كرد و او قادر است بر آنچه خواهد و حكيم در آنچه كند در كشف الاسرار گفته كه ارباب فهم بر آنند كه اين آيه اشاره مفتوح مؤمنان و اهل عرفانست و فتوح آن را گويند كه از غيب ناجسته و ناخواستهايد و آن دو قسم است يكى مواهب صوريه چون رزق نامكتسب و ديگرى مطلب معنويه و آن علم لدنيست كه ناآموخته آموخته با شريعت موافق است و ناشنيده با دل آشنا و چون حقتعالى تبيين نمود كه موجد ملك و ملكوت و متصرف در آن على الاطلاق او است نه غير او ازين جهت بعد از اين مردمان را امر ميكند بشكر بر انعام خود و ميفرمايد كه يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا اى مردمان ياد كنيد نِعْمَتَ اللَّهِ نعمت خداى را كه انعام فرموده عَلَيْكُمْ بر شما يعنى محافظت آن كنيد بمعرفت خود و اعتراف بآن و طاعت معطى آن و بعد از آن به انكار آنكه غير او را در آن مدخلى باشد تا مستحق شكر آن شود كما قال هَلْ مِنْ خالِقٍ آيا هست يعنى نيست هيچ آفريننده غَيْرُ اللَّهِ بجز آن خدا بحق يَرْزُقُكُمْ كه روزى دهد شما را مِنَ السَّماءِ از آسمان بباران وَ الْأَرْضِ و از زمين بگياه و لهذا در عقب آن ميفرمايد كه لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى بسزا نيست مگر او فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ پس بكجا گردانيده ميشويد از راه توحيد يعنى بچه جهت منصرف ميشويد از توحيد به اشراك غير او باو رفع غير بجهة حمل آن است بر محل من خالق بآنكه صفت آن باشد يا بدل چه استفهام بمعنى نفى است چنانچه به اين مفسر شده و ميتواند بود كه فاعل خالق باشد و يرزقكم صفت خالق است يا استيناف كه مفسران باشد و يا كلاميست مبتدا و بنا بر اينوجه ايه دليلست بر آنكه خالق را اطلاق نميتوان كرد بر غير او سبحانه بخلاف وجه اول و ثانى و لا اله الا هو جمله مفصوله است و محلى از اعراب ندارد هم چنان كه يرزقكم در وجه ثالث و خطاب مذكور عام است زيرا كه جميع آدميان مغمورند در نعمت الهى و از ابن عباس مرويست كه