تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٧ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٤٠ تا ٤٩
آيا اينگروه شما را كانُوا يَعْبُدُونَ بودند كه ميپرستيدند و اين سؤال جهة تقريع مشركانست و تبريه ملائكه از ايشان كقوله أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ و نيز بجهت قطع طمع ايشان است از شفاعت ملائكه و گويند كه ضمير مفعول در نحشرهم راجع بجميع مشركان است از مستكبرين و مستضعفين و تخصيص ملائكه بذكر با آنكه بعضى كفار عبيد غير ملائكهاند از اصنام و غير آن بجهت آنست كه ملائكه اشرف شركاء ايشانند و صالح خطاب و ديگر آنكه عبادت ايشان مبدء شرك و اصل آنست حاصل آنست كه چون ملائكه باين خطاب مخاطب شوند قالُوا گويند سُبْحانَكَ پاكى تو از آنكه غير ترا پرستند أَنْتَ وَلِيُّنا تويى خداوند و ناصر ما و ما خود را در بندگى مقصر ميدانيم پس بچه وجه بمعبوديت خود قايل شويم يا تويى دوست ما مِنْ دُونِهِمْ بجز از ايشان يعنى ميان ما و ايشان هيچ دوستى نيست و حاشا كه بپرستش ايشان رضا داده باشيم بدانكه بنا بر اخير ولى از موالات ماخوذ است كه بمعنى صداقت و خلت است بخلاف معاداة و منها
قول النبى (ص) لعلى (ع) اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
و موالات از اولى مشتق است بمعنى قرب هم چنان كه معادات از عدو است بمعنى بعد پس ايشان در اينقول بيان موالاة خود كرده بخدا و معاداة خود بكفار بعد از آن از اين اضراب كند و نفى عبادت معبوديت خود كنند و گويند بَلْ نه چنانست كه كفار ما را پرستش كرده باشند حقيقة بلكه كانُوا بودند از روى جهل و غواية يَعْبُدُونَ الْجِنَ ميپرستيدند ديوان را يعنى فرمان ايشان را مىبردند در پرستش الهه باطله و يا متمثل ميشدند بصورتهاى متنوعه و در خيال ايشان مىافكندند كه كه اينها ملائكهاند أَكْثَرُهُمْ بيشتر ايشان آدميان و ميتوانند بود كه ضمير راجع بمشركان باشد و اكثر بمعنى كل يعنى همه مشركان بِهِمْ بديوان مُؤْمِنُونَ گروندگاناند يعنى مطابعت كنندگان و مطيعان ايشان بعد از آن بيان بطلان معبوديت غير خود از ملائكه و اصنام و غير آن و عدم ترتب نفع و ضرر بر ايشان و تهديد عبده آنها ميكند و ميگويد كه فَالْيَوْمَ پس امروز كه روز حشر است و همه حكمها مر خداى را است لا يَمْلِكُ مالك نميشود بَعْضُكُمْ برخى از شما لِبَعْضٍ براى برخى نَفْعاً سودى را وَ لا ضَرًّا و نه زيانى را يعنى معبود باطل را براى عايد خود قدرت بر رسانيدن سود و دفع كردن زيان نيست چه اين دار جزا است و بغير از او سبحانه مجازى نيست بعد از آن بيان معاقبه كفار ميفرمايد كه وَ نَقُولُ عطفست بر لا يملك يعنى و گوئيم در آن روز لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مر آنان را كه ستم كردند