تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٣ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
در قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا جهت آنست كه قبل از اين ذكر مستضعفين شده پس اين جا جواب محذوف العاطف واقع گشته بر طريق استيناف و بعد از آن كلام ديگر مذكور شده براى مستضعفين بر سبيل عطف آن بر كلام اول خلاصه معنى آنست كه اجرام از جهة ما نبود بلكه از جهت مكر شما بود در همه شب و روز و تحميل شما ما را بر شرك و اتخاذ انداد پس هر دو گروه بعد از گفت و شنود و از عمل خود كه آن اضلال و ضلالتست پشيمان شوند وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ و پنهان دارند آن پشيمانى را از يكديگر بجهت مخافت تغيير يعنى تا بسرزنش گرفتار نشوند و رسوا نگردند و بعضى اسرار را بمعنى اظهار ميدانند چه اين از لغات الاضداد است زيرا كه همزه صلاحيت اثبات و سلب هر دو دارد مانند اشكيته يعنى ظاهر گردانند پشيمانى را لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ آن هنگام كه بينند عذاب را و بعضى ضمير اسروا راجع برؤساء است يعنى پيشوايان پنهان دارند از اتباع خود ندامت خود را بر اضلال وقتى كه مشاهده عذاب كنند وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ و بگردانيم غلهاى آتشين فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا در گردنهاى آنان كه نگرويدند از تابعان و متبوعان ايراد مستقبل بلفظ ماضى بجهت تحقق وقوع است و وضع مظهر در موضع مضمر اشعار است بموجب اغلال ايشان و تنويه بذم ايشان هَلْ يُجْزَوْنَ آيا جزا داده شوند همزه براى انكار است يعنى جزا داده نشوند إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ مگر آنچه باشند كه عمل كنند يعنى جزائى نيست مگر بر عمل و تعديه يجزى بدو مفعول يا بجهت تضمين معنى بقضى است و يا بجهت نزع خافض بعد از آن بجهت تسليه حضرت رسالت در تكذيب قوم ميفرمايد كه وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ و نفرستاديم در هيچ دهى و شهرى مِنْ نَذِيرٍ هيچ بيم كننده يعنى پيغمبرى إِلَّا قالَ مگر آنكه گفتند مُتْرَفُوها متنعمان و متكبران آن ديه مر آن پيغمبران را إِنَّا بدرستى كه ما بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ بآنچه فرستاده شدهايد بآن يعنى بزعم خود كافِرُونَ ناگرويدگان و منكرانيم تخصيص مترفين بتكذيب بجهة آنست كه معظم داعى تكذيب تكبر است و مفاخرت بزخارف دنيا و انهماك در شهوات و استهانت و تهكم بآنكسى كه از آن حظى و بهره ندارد و لهذا تراف را علت تفوق و عدم تعذيب خود گردانيدند وَ قالُوا و گفتند نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً ما پيشتريم از روى اموال و اولاد يعنى مال و فرزندان ما بيشتر از شما است پس در دعوى رسالت بر تقدير امكان از شما سزاوارتر باشيم وَ ما نَحْنُ و ما نيستيم بِمُعَذَّبِينَ عذاب كرده