تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٢ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
آخرت خبر مىدهد كه وَ لَوْ تَرى و اگر ببينى إِذِ الظَّالِمُونَ چون ستمكاران يعنى مشركان كه مَوْقُوفُونَ بازداشتگان باشند عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد پروردگار خود يعنى در موقف محاسبه هر آينه ببينى امرى صعب و كارى پر هول يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ در حالتى كه باز گردانند برخى از ايشان إِلى بَعْضٍ بسوى برخى ديگر الْقَوْلَ سخن را يعنى محاوره مىكنند و سخن را بر هم باز مىگردانند و رد ميكنند در مجادله به اين وجه كه يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا ميگويند آنان كه زبان گرفتگان بودند يعنى تابعان و پيروان لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا آنان را كه سركشى كردند يعنى پيشوايان و بزرگان لَوْ لا أَنْتُمْ اگر نمىبوديد شما يعنى اغوا و اضلال شما نميبود لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ هر آينه ما ميبوديم گرويدگان بخدا و رسول اما شما را گمراه كرديد و از ايمان باز داشتيد قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا و گويند آنان كه گردن كشى كرده بودند از روى انكار لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا مر آنان را كه در دنيا زبون و بيچاره گرفته بودند نَحْنُ آيا ما صَدَدْناكُمْ باز داشتيم شما را عَنِ الْهُدى از راه راست و قبول هدايت بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بعد از زمانى كه آمد بشما بَلْ كُنْتُمْ بلكه شما بوديد بنفس خود مُجْرِمِينَ گناه كاران و شرك آرندگان و اختيار نمايندگان ضلالت بر هدايت باراده خود يعنى رؤسا انكار دعوى اتباع كنند كه آن اضلال و منع ايشان بود از ايمان و اثبات نمايند بر ايشان كه شما باختيار خود از ايمان اعراض كرديد و ايثار تقليد نموديد بر آن نه آنكه ما باكراه و اجبار شما را از آن بازداشتيم و لهذا اسم كن نحن است در يلى حرف انكار واقع شده تا مبالغه باشد در رد قول ايشان وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا و گويند آنان كه ضعيف و بيچاره بودهاند لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا و آنان را كه از قول حق سر مىكشيدهاند يعنى اتباع در جواب رؤساى خود گويند بَلْ نه چنانست كه ما بخود كافر شديم اين اضرابست از اضراب رؤساى يعنى اجرام ما باز نداشت ما را از ايمان بلكه مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ مگر شما در روز و شب مانع ايمان ما شد و آن را از ما بازداشت إِذْ تَأْمُرُونَنا وقتى كه ميفرموديد ما را أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ بآنكه كافر شويم بخداى تعالى وَ نَجْعَلَ لَهُ و فرا گيريم مر خداى را أَنْداداً همتايان اضافه مكر بظرف بر سبيل اتساع است كه آن اجراى آنست در مجراى مفعول به و ترك عطف در قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا و ذكر آن