تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧١ - سوره سبإ(٣٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
اصرار نمايد وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و لكن بيشتر مردمان لا يَعْلَمُونَ نميدانند فضايل و كمالات تو را و جهل مركب ايشان را بر مخالفت تو ميدارد و بجهة اين نظر در معجزات بينه و دلالات واضحه نمى كنند و يا نمىدانند آن چيزى را كه مر ايشان را باشد در اتباع تو از ثواب و جنت نعيم و آن چيزى را كه بر ايشان باشد از مخالفت تو از عذاب اليم وَ يَقُولُونَ و مىگويند از فرط جهالت و شدت عناد و ضلالت بر سبيل انكار و سخريه كه مَتى هذَا الْوَعْدُ كى باشد اينوعده ثواب و عذاب كه مبشر به و منذر عنه است يا قيام قيامت كه موعود است بقوله يجمع بيننا ربنا إِنْ كُنْتُمْ اگر هستيد شما صادِقِينَ راست گويان خطاب برسولست و اهل ايمان يعنى كافران بپيغمبر و مؤمنان مىگفتند كه اينوعده كه شما مىدهيد كى خواهد بود اگر صادقيد در آن
قُلْ بگو در جواب ايشان اى محمد (ص) كه لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ مر شما راست وعد روزى كه آن قيامتست و يا روز وفات و قبض ارواح شما كه عذاب را مشاهده كنيد و ميتواند بود كه ميعاد بمعنى زمان وعده باشد و اضافه آن بيوم براى تبيين يعنى مر شما راست زمان وعده كه چون برسد لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ باز پس نرويد از آن روز ساعَةً مقدارى اندكى از زمان وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ و پيشى نگيريد بر آن يعنى قادر نباشيد كه روز قيامت را از وقت مقرر معين خود پيش آريد و متاخر گردانيد و يا ايام اجال خود را زياد و كم گردانيد اين جواب متضمن تهديد است و مطابق آن چيزى كه قصد كرده بودند بسؤال خود از تعنت و انكار آوردهاند كه كفار مكه بعضى اهل كتاب را كه بشرف ايمان رسيده بودند از احوال پيغمبر (ص) پرسيدند ايشان گفتند ما در كتب خود نعت او را خواندهايم و وصف او را ديدهايم و دانستهايم كه او پيغمبرى بحقست ابو جهل و امثال او از روى غضب گفتند كه ما نيز بكتب شما ايمان نداريم حق تعالى اين آيه فرستاد كه وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه نگرويدند مر اهل كتاب را يعنى مر مؤمنان ايشان را كه لَنْ نُؤْمِنَ هرگز ايمان نياريم بِهذَا الْقُرْآنِ باين قرآن كه بر محمد فرود مىآيد وَ لا بِالَّذِي و نه بآن كتاب كه فرود آمده بَيْنَ يَدَيْهِ پيش از او يعنى تورية و انجيل و گويند يهودان از نصارى پرسيدند كه ما تقولون فى حق محمد ايشان گفتند كه ما در انجيل وصف او را يافته ايم و او پيغمبر بحقست يهود از روى غضب گفتند كه ما نه بقرآن مىگرويم و نه بانجيل كه قبل از اوست و نزد بعضى ديگر مراد از قوله الذين كفروا مطلق كفارند و از الذين بين يديه قيامت يعنى همه كفار گفتند كه ما بقرآن نمىگرويم و نه بآنچه در پيش ميآيد از قيامت پس حقتعالى از عاقبت امر و مال ايشان در