تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٨ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٦٠ تا ٧٣
الرمية اذا لم يعدل به عن سمتها كما قالوا سهم قاصد و مراد از آيه نهى مردمان است از آن چه در آن خوض ميكردند از حديث زينب بدون قصد بحق و رعايت عدل در قول و بعث ايشان بر تسديد قول در جميع ابواب چه حفظ لسان و سداد قول اصل همه خيراتست و معنى آيه به آن راجع است كه مراقبه نمائيد در حفظ السنه و تسديد قول خود تا حقتعالى آن چه غايت طلب شما باشد از تقبل حسنات و اثابه بر آن و مغفرت سيئات و تكفير خطيئات بشما عطا فرمايد و يا توفيق دهد شما را در كسب اعمال صالحه مرضيه و اين آيه مقرر آيه ما قبل خود است چه آن آيه مبنى است بر نهى از ايذاى رسول و اين مبين است بر امر باتقا و تاييد از خدا در حفظ لسان تا مراد نشود بر ايشان نهى و امر با اتباع نهى از آنچه متضمن وعيد است از قصه موسى و اتباع امر بوعد بليغ تا موجب قوت صارف گردد از اذى و داعى ترك آن و چون طاعت خود و طاعت رسول خود را مقرون ساخت بظفر و فوز عظيم در عقب آن تقرير و عد آن ميفرمايد بتعظيم امر و تفخيم شان آن بقوله إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ بدرستى كه ما عرض كرديم امانت را مراد طاعت است كه لازم الادا است مانند امانت ظاهرى يا حدود شرع از فرايض و احكام قول اول از ابو العاليه است و ثانى از ابن عباس و مجاهد و اين هر دو متقارب يكديگرند در موضع آورده كه نماز است و روزه و زكاة و حج و جهاد و يا امانت مردم و يا وفا بعهود و نگاه داشتن زبان از فضول و گويند غسل جنابت است كه خداى تعالى آن را بر مكلفان فرض كرده است و اداى و ترك آن جز خدا نداند ابو دردا از رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرموده كه پنج چيز است هر كه آن را ادا كند البته ببهشت درآيد يكى اداى نماز يوميه با شرايط و اركان دوم اداى زكاة بطيب نفس و بخدا كه اين هر دو بجز مؤمن نكند سوم اداى روزه ماه رمضان چهارم حج به استطاعت پنجم اداى امانت گفتند كه اداى امانت چيست فرمود كه غسل جنابت و بر هر تقدير عرض كرد آن را عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ بر آسمانها و زمينها وَ الْجِبالِ و كوهها بشرط ثواب بر فعل آن و عقاب بر ترك آن وقتى كه عقل و فهم و اختيار در ايشان خلق فرموده بود فَأَبَيْنَ پس سر باز زدند أَنْ يَحْمِلْنَها از آنكه بردارند آن امانت را وَ أَشْفَقْنَ مِنْها و بترسيدند از آن با وجود اجرام اعظام آنها و از روى ضراعت و خشية گفتند ما مسخر فرمانيم براى آنچه ما را بجهت آن آفريده و طاقت كشيدن عقاب تو نداريم در ترك اداى آن پس ما را در اين امر معذور دار و بآن كارى كه براى آن مخلوق شدهايم باز گذار و نزد بعضى مراد ساكنان سماوات و ارض و جبالند نه نفس سماوات و ارض و جبال چه آنها جمادند و غير قابل خطاب پس تقدير اينست انا عرضنا الامانة على اهل السموات و الارض و الجبال و معنى اينكه ما عرض امانت كرديم بر اهل آسمانها كه فرشتگانند