تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٤ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
بعد از نزول آيه تخيير چون ازواج اختيار خدا و رسول كردند و بحكم ايشان امتثال نمودند و اطاعت كردند آيه آمد كه چون ايشان امتثال حكم خدا و رسول نمودند و ترك مقترحات كردند لا يَحِلُ حلال نباشد لَكَ النِّساءُ مر ترا از زنان ديگر مِنْ بَعْدُ از پس اين نه زن كه در عقد تواند چه تسعه در حق تو چون اربعه است در حق امت و تذكير يحل بجهت آنست كه تانيث جمع غير حقيقى است وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ و حلال نيست آنكه بدل كنى بِهِنَ بديشان مِنْ أَزْواجٍ از زنان ديگر من مزيده بجهت تاكيد استغراقست يعنى ترا تبديل هيچ زنى از زنان ديگر جايز نيست بآنكه يكى از ايشان را طلاق دهى و بجاى او ديگرى را نكاح كنى وَ لَوْ أَعْجَبَكَ و اگر چه بشگفت آرد ترا حُسْنُهُنَ خوبى ايشان اين حالت است از فاعل تبدل نه از مفعول كه من ازواج است بجهت توغل آن در تنكير و تقدير اينست كه مفروضا اعجابك از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه
معناه و ان اعجبك حسن ما حرم عليك من جملتهن و لا يحللن لك
يعنى و اگر چه بعجب آورد ترا حسن آن چيزى كه حرام كرده شده است بر تو از جمله زنان و قوله إِلَّا استثناء متصلست از نساء زيرا كه متناول ازواج و اماء است يعنى حلال نيستند بر تو زنان بعد از اين نه زن كه دارى مگر ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ آنچه مالك شود دست تو يعنى ملك يمين بتصرف تو درآيد از اما و نزد بعضى استثناى منقطع است زيرا كه ازواج بمعنى منكوحاتست بعقد وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى تعالى عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها رَقِيباً نگاهبان پس تحفظ امر خود كنيد و از آنچه بر شما حلالست تخطى و تعدى مكنيد چه هر كه از سر رقيبى حق آگاه گشت او را از مراقبه حال خود چاره نيست و مراقبه عبارتست از دانا و بينا دانستن حق در نهان و آشكارا بادب و حرمت زيستن ذكر رقيب تحذير است از مجاوزت حدود شرع و تخطى از حلال بحرام و گويند مراد بقوله و لو أعجبك حسنهن اسماء بنت عميس خثعميه بود كه زن جعفر ابن ابى طالب بود از ضحاك مرويست كه حقتعالى طلاق ايشان را حرام گردانيد براى آنكه امهات مؤمنانند و اختيار خدا و رسول كردند و سراى آخرت را بر دنيا ايثار كردند اما نكاح زنان ديگر وى را حلال بود عطا از عايشه روايت كرده كه رسول خدا از دنيا بيرون نرفت تا زنان ديگر بر او حلال شد و بنا بر اين حكم اين آيه منسوخ باشد ابو هريره روايت كرده كه عادت زمان جاهليت آن بود كه مبادله كردندى به اين وجه كه يكى زن خود را نزد كسى فرستادى تا وى زن خود را نزد وى فرستد حق تعالى باين آيه نهى آن فرمود مرويست